بود امروز استاد بيان كرد ! فردا كه به درس او رفتيم همان آيه را به سبك ديگر تفسير نمود كه ابداً با تفسير ديروز ربطى نداشت ؛ و اين براى ما بسيار موجب شگفت شد ، كه ما ديروز خيال كرديم آنچه حقّ تفسير اين آيه بود استاد گفت و ابداً چيزى باقى نگذاشت ، امروز معلوم شد كه مطالبى در نهان اين آيه بود كه ابداً ما پى نبرده بوديم ، و اگر استاد نمىگفت پى نمىتوانستيم ببريم . باز روز بعد كه به درس رفتيم همان آيه را به سبك ديگرى تفسير كرد و يكى از معانى باطنى او را بيان نمود ؛ خلاصهء مطلب تا سى روز هر روز همان آيه را هر روز از جهتى خاصّ تفسير مىنمود كه حقّاً جاى تعجّب بود . [ 1 ]
بارى باطن قرآن عميق است ، و شخص مستعدّ مىخواهد كه بتواند به قعرش برسد . در اين قرآن چراغهائى پر نور و درخشان براى هدايت گمشدگان است ، و محلّ نور و حكمت است ، و راهنماى وصول به مقام معرفت براى كسى كه راه و صفت تعرّف را به دست آورده باشد و دل خود را به قرآن داده و از راه قرآن جوياى معرفت شده باشد . پس بايد كسانى كه مىخواهند ديدگانشان جَلا داشته باشد ديدهء خود را به قرآن جَلا دهند و نظر خود را به صفت تعرّف و راه معرفت برسانند تا از هر سختى نجات يابند و از هر گير و گره و بن بست رهائى يابند .
تفكّر در قرآن موجب زيادتى بصيرت و نور چشم معنى خواهد شد ، همچنان كه در ظلمات بوسيلهء نور مىتوان راه پيمود ؛ پس اى مردم بر شما باد به آنكه خوب خود را از چنگال هوى خلاص نموده ، و چنگ به دامان قرآن بزنيد و از انتظار و ترديد ناگهان خود را خارج كنيد !
طهارت قرآن شراشر وجود امام حسن مجتبى عليه السّلام را گرفته بود
حضرت امام حسن مجتبى بر اساس قرآن بود ؛ روح و جسم او حقيقت قرآن بود . طهارت قرآن شراشر وجود او را گرفته ، ظلماتْ مكانِ خود را به نور داده ، در
هامش
[ 1 ] - حقائق الاصول و هى تعليقة على كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 95 .