هامش
وتذكّر داده مىشود ؛ و به زودى ترك مىشود ؛ كه بايد از آن كوچ كرد ؛ و منزل را بريده ، پشت سرگذاشت . بنابراين هرگاه فتنههاى گوناگون ، همچون قطعهها و پارههاى شب تاريك ، بر شما مشتبه شد ، و شما را دچار خلط و اشتباه و تحيّر نمود ؛ بر شماست كه به قرآن روى آريد ؛ و بدان تمسّك جوئيد ! و آن را راهنما و دليل خود قرار دهيد ! زيرا كه قرآن شفيعى است كه شفاعتش مورد قبول است ؛ و نيرو دهنده و تقويت كنندهاى است كه از عهده بيرون مىآيد ؛ و در عين حال سعايت كننده ، و خرده گيرنده ، و عيب جويندهاى است كه كلامش مورد تصديق و قبول واقع مىگردد . و كسى كه قرآن را جلو و پيشاپيش خود بنهد ، و از او پيروى كند ؛ قرآن جلودار او شده ؛ و وى را به بهشت مىكشاند ؛ و كسى كه قرآن را در پشت خود قرار دهد ؛ و از او اعراض كند ؛ قرآن از عقب بر او مىزند ؛ و او را مىراند تا به سوى آتش برساند .
قرآن يگانه دليل و راهنماست كه به بهترين راه ، و نيكوترين طريق دلالت مىنمايد . و آن كتابى است كه در آن مطالب به طور مشروح و مبيّن آمده است : و به طور وضوح و ظهور ، آشكارا بيان شده است ؛ و دسترسى به مفاد و محصول و مراد از آن ، واقع و محقّق است . و آن كتاب جدا كننده بين حقّ و باطل ، و تميز دهنده بين سعادت و شقاوت است . و آن كتاب فكاهى و تفنّن و شوخى نيست .
و قرآن معناى ظاهر و در دسترسى دارد ؛ و معناى باطن و عميقى دارد . ظاهر آن محكم و مستحكم و حكمى است كه بدان عمل مىكنند ؛ و باطن آن علم است . ظاهر آن زيبا و شگفتانگيز و دلانگيز و دلپسند است ؛ و باطن آن عميق و احتياج به تأمّل و تفكّر و نور بصيرت دارد .
قرآن داراى حدود و اندازههائى است ، كه آن حدود و اندازهها نيز محدود به حدودى هستند . اگر كسى بخواهد عجآئب قرآن را به شمارش درآورد ؛ به نهايت نمىرسد ؛ و إحصاى آن متعذّر است . و غرآئب و بدايع أحكام و معارف و قصص و أمثال آن كهنه نمىشود .
در قرآن چراغهاى درخشان هدايت است ؛ و محلّ و موضع أنوار حكمت ، و دانش و علم به حقايق و اشياء است . و راهنما و دليل معرفت است براى كسى كه كيفيّت تعرّف و آشنائى با قرآن را بداند ؛ و إشارات آن را بشناسد ؛ و نكات بيان و مفاهيم آن را دريابد ؛ و از معاريض آن مطّلع باشد . در اينجا بر عهدة شخص تيزبين و خوش فهم است كه : دقّت نظر خود را به كار گيرد ؛ و بدين صفات تعرّف و كيفيّت آشنائى با قرآن نظر خود را برساند ؛ تا آنكه از هلاكت نجات يابد ؛ و از دردهاى بىدرمان ، و وقوع در پرتگاههاى غير قابل تدارك ، و مهلكههاى غير قابل برگشت ، خلاص شود ! زيرا كه تفكّر حيات دل شخص بيناست ؛ همانطور كه شخصى كه چراغ در دست دارد در ظلمات و تاريكىها با هدايت نور راه را طىّ مىكند پس بر شما باد كه به طريق نيكو و پسنديدهاى راه نجات و تجرّد را دريافته و از هواجس نفسانى و آمال شيطانى و تعلّق به زخارف دنيويّه خود را رها كنيد و تخلّص يابيد . و نيز بر شما باد كه تربّص و انتظار را كم كنيد ! و زود با سرعت بر وعدههاى قرآنى به مقاصد عاليه دست يافته ، و به اوج كمال برسيد !
* - هدنه به معناى سكون و صلح و قرارداد بين مسلمين و كفّار و همچنين قرارداد و عهدنامه در ميان دو لشگر متخاصم است . ]