چه در حال ضرّ و چه در حال گشايش بايد به خدا متوسّل شد
در اين آيهء مباركه اين افراد فراموشكار را كه در حال ضرّ به خدا متوسّل مىشوند و در حال گشايش او را فراموش مىكنند ، در نقطهء مقابل قرار مىدهد با آن كسانى كه شبها در حال سجود و قيام به دعا و تضرّع بيدارند و از خشيت خدا و اميد رحمت او ترسان و خوشحال . اين افراد كسانى هستند كه خدا را در هر حال مىخوانند و قدرت او را منحصر به زمان گرفتارى نمىدانند ، و به زمان فقر و مرض و قحط و غلا و ساير انواع شدائد و مصائب انحصار نمىدهند ، و مىگويند : خدائى كه در زمان گرفتارى و شدّت حاجت ما را برآورد همان خدائيست كه در زمان گشايش و فراخى كارها بدست اوست .
خلاصة به تحليل و تجزيهء عقلى ، آن دستهء اوّل براى خود دو خدا قائلند : يك خدا در حال گرفتارى و شدّت ، و آن خداى حقيقى است كه بدون حجاب در حال اضطرار قلب خود را متوجّه او نموده و از او مدد مىجويند ، و يك خدا در حال گشايش و وسعت ، و آن همين اسباب و مظاهر الهى است كه به آن اتّكاء مىنمايند و آنها را معين و مدد خود مىپندارند . البته اين منطق غلط است ، و اين خدايان ثانوى خيالى است و وهمى . اثرى كه از اينان مشهود است متعلّق به همان خداى حقيقى است ؛ منتهى در حال گشايش اين مسكينان از اين معنى غفلت نموده و پرده بر روى ادراكات حقّهء خود انداخته ، بصيرت خود را در زير آن محجوب نمودهاند ؛ و بنابراين به اين موجودات غير ذىنفع و غير ذىضرر نسبت نفع و ضرر مىدهند .
ولى افراد شب زنده دل و بيدار و مناجى با خدا كه قلبشان بين خوف و رجا