احوالات عدىّ بن حاتم طائى
اصحاب أميرالمؤمنين عليه السّلام همه اهل توجّه و دعا بودند . عدىّ بن حاتم طائى از اصحاب بزرگوار آن حضرت است و دعائى [ 1 ] از آن حضرت براى رفع هموم و غموم روايت كرده است . مجلسى دربارهء او مىگويد كه : از خواصّ اصحاب أميرالمؤمنين است ، و فضل بن شاذان مىگويد : إنّهُ مِنَ السَّابِقينَ الَّذينَ رَجَعوا إلَى أميرَالمُؤمِنينَ عليه السّلام . در اصل نصرانى بود و در « طىّ » محل و موطن پدرش حاتم سكنى داشت . چون پيغمبر براى خراب كردن بتخانهء طىّ جمعى را فرستادند و بتخانه را خراب كردند و جماعتى را اسير آوردند ، عدىّ به شام گريخت ؛ [ 2 ] تا زمانى كه خواهرش را پيغمبر آزاد كردند و مال زيادى با راحله به او دادند تا به شام رفت و از اوصاف حضرت بيان كرد . عدىّ به قصد ديدن پيغمبر به مدينه آمد ، و در همان اوّل برخورد و رفتارى كه پيغمبر با او نموده و او را تجليل و تكريم كردند ايمان آورد .
عدىّ بن حاتم از بزرگان اصحاب أميرالمؤمنين عليه السّلام است ، و در جنگ جمل يك چشمش نابينا شد ، و در صفَّين و نهروان در ركاب أميرالمؤمنين نبرد مىكرد . و بعد از أميرالمؤمنين از حضرت امام حسن يارى كرد ؛ و چون آن حضرت بر فراز منبر آمد و مردم را به جهاد بر عليه معاويه دعوت كرد و هيچكس پاسخ مثبت نگفت و حتّى يك حرف بر زبان جارى نكرد ، اوّل كسى كه برخاست و مردم را تهييج به جهاد كرد عدىّ بود . و فى « سفينة البحار » [ 3 ] از كتاب
هامش
3 - سفينة البحار ، ج 2 ، ص 170 . و تمام اين خبر را همانطور كه ما ذكر كردهايم از عدىّ بن حاتم ، بيهقى در كتاب المحاسن و المساوى ، ج 1 ، ص 72 و ص 73 ، از طبع مطبعهء نهضت مصر آورده است ؛ و در پاورقى ، محقّق آن محمد أبوالفضل ابراهيم گويد : اين خبر را در الرياض النّضرى ، ج 2 ، ص 212 ، و مسعودى ، ج 3 ، ص 433 ، آورده است . المَدى بفتح الميم : الغاية و المنتهى ؛ و فلانٌ أمْدَى العرب : اى أبعدهم غايهء فى العزّ . و نيز بيهقى در همين كتاب ص 70 و ص 71 ، همين مضمون را قدرى مختصرتر از ابن عباس كه بر معاويه داخل شد نقل كرده است .
[ 1 ] - سفينى البحار ، ج 2 ، ص 169 .
[ 2 ] - منتهى الآمال ، ج 1 . ص 151 .