در اين حال كه به خود مىبالد و به خود مىنازد ، آن گرفتارى قبلى را كه پيش آمد كرده بوده و به خدا پناه برده بود فراموش مىكند ؛ و آن توجّهات خالصه را كه در حال اضطرار پيدا كرده بود به خاك نسيان مىسپارد ؛ و متوجّه اسباب و مال و فرزندان و عشيره و قدرت و جاه و شوكت و علم خود مىشود ، و به اينها اتّكاء مىكند و هر يك از اينها را شريك خدا قرار مىدهد و از آنها استمداد مىجويد : وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَة مِنْهُ نَسِىَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَليلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ ، أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَة وَ يَرْجُوا رَحْمَة رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْباب [ 1 ]
هامش
1 - سوره الزّمر ( 39 ) آيه 8 و 9 : [ و انسان را هر گاه فقر و مصيبت و رنجى پيش آيد در آن حال به دعا و توبه و انابه به درگاه خداى خود رود و چون نعمت و ثروتى از سوى خود به او عطا كند خدايى را كه از اين پيش مىخواند به كلى فراموش سازد و براى خداى يكتا شريك و همتاهايى قرار دهد تا ( خلق را ) از راه خدا گمراه سازد . بگو : ( اى نگون بخت ) اندكى به كفر ( و عصيان ) لذّت و آسايش جو ، كه عاقبت از اهل آتش دوزخ خواهى بود . آيا كسى كه با خشوع و مسكنت ، لحظات شب را به نماز مىگذراند ؛ يا سجده مىكند و يا برپا مىايستد ؛ و از آخرت و عواقب اعمال نگران است ، و اميد به رحمت پروردگار خود دارد ( با كسى كه چون مضرّتى به او رسد ؛ خداوند را مىخواند و به درگاهش روى مىآورد ؛ و چون پروردگار او به او نعمت بىكرانى مجّانى عطا كند ؛ آن إنابه و دعاى خود را به خداوند ، فراموش مىكند كه قبلًا به جاى آورده بود ؛ و براى خدا شريكهائى قرار مىدهد ، تا بدين وسيله از راه خدا گمراه كند ؛ مساوى هستند ؟ ) بگو ( اى پيامبر ) آيا مساوى هستند كسانى كه مىدانند و كسانى كه نمىدانند ؟ اين است و غير از اين نيست كه صاحبان خرد و عقل متذكّر مىشوند : و از آيات خدا مطلب را إدراك مىكنند و فرا مىگيرند . ]