تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
عليه السّلام ، إلى أن قال : لَو أنّ الآيَة إذا نَزَلَت فى قَومٍ ثُمَّ ماتَ اولَئِكَ القَومُ ماتَتِ الآيَة لَما بَقِىَ مِنَ القُرآنِ شَىءٌ ، ولَكِنَّ القُرآنَ يَجرى أوَّلُهُ عَلَى آخِرِهِ مادامَتِ السَّماواتُ و الأرضُ ، و لِكُلِّ قَومٍ آيَة يَتلُونَها هُم مِنها مِن خَيرٍ أو شَرٍّ . [ 1 ]

قرآن اختصاص به طائفه‌اى دون طائفه‌اى ندارد

و حقّاً مطلب بسيار عالى است كه بيان فرموده است ! اگر قرآن اختصاص به طائفه‌اى كه دربارهء آنها نازل شده است داشته باشد بديهى است كه با موت آن طائفه آن آيه يا آن سورهء نازله مىميرد ، و به تدريج با موت تمام طوايفى كه قرآن دربارهء آنان نازل شده تمام قرآن مىميرد ؛ و چون قرآن زنده است پس ابداً شأن نزول آيات تخصيصى در آن معنى كلّى نمىزند و مورد را مخصّص قرار نمىدهد . لذا هيچ وقت طراوت قرآن از بين نمىرود ، هميشه زنده و خوشبو و معطّر و داراى حيات جاويد است . هزاران هزار فرد و قبيله مانند چرخ دولاب
هامش
1 - تفسير الصّافى ، ج 1 ، ص 24 ؛ به نقل از تفسير العيّاشى ، ج 1 ، ص 10 [ عياشى از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام حديثى روايت مىكند تا به اينجا مىرسد كه : حضرت مىفرمايند : اگر آيه‌اى از قرآن كه در شأن نزولش ، دربارهء گروهى نازل شده بود ، اختصاص به آن گروه ، و مورد شأن نزول داشت ، و به واسطهء انقراض و مردن آن گروه ، طبعاً نيز آيه مىمرد ، و معنى و محتوائى را ديگر در برنداشت ؛ هر آينه در اين صورت رفته رفته هيچ چيز از قرآن باقى نمىماند . و ليكن قرآن اينچنين نيست . و تا هنگامى كه آسمآنها و زمين باقى است ؛ آيات قرآن به همانطور كه در وهلهء نخستين ، و زمان نزول ، جارى مىشده است ؛ در زمآنهاى ديرين جارى مىشود . و از براى هر گروهى تا روز قيامت ، آيه‌اى است كه آن را تلاوت مىكنند ؛ و اين گروه ، مصداق و منطبق عليه مفاد اين آيه هستند ؛ به عين شأن نزول و زمان اولين آن . و اين گروه از جهت مصداقيّت اين آيه ، يا در خير هستند و يا در شرّ . ( يعنى يا مصاديق خوبى هستند ، همانند مصاديق و موارد نزول خوب در زمان رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم كه قرآن فرود آمده است ؛ و يا مصاديق بدى هستند ، مانند همان مصاديق بدون تفاوت ) . ]