از اين روايت استفاده مىشود كه معانى آيات كلّى است و عموميّت دارد و هر طائفه كه سابقاً بوده و بعداً خواهند آمد آياتْ شامل حال آنها خواهد شد . چون شمس و قمر كه در آسمان حركت مىكنند و هر نقطه از زمين را نور مىدهند و اختصاص به مكان معيّن ندارد ، همچنين قرآن چون خورشيد با هر كس در زمان آن كس مواجه است و به او حكم و نور مىدهد و سپس مىگذرد و نور و حكم خود را متوجّه افرادى كه بعداً بوجود مىآيند مىنمايد ، و هكذا .
و روى اين معنى داستانها و قصصى كه در قرآن مجيد است و شرح حال پيغمبرى يا امّت او را بيان مىكند ابداً اختصاص به آنها نداشته بلكه شامل يكايك حال افراد قبل از آن پيغمبر و افراد بعد از آن پيغمبر خواهد شد . مثلًا داستانهاى بنى اسرائيل كاملًا منطبق بر احوالات امّت پيغمبر خاتم الأنبياء است ، و كأنّه خدا كه شرح حالات آنها را مىدهد بعينه شرح حالات يكايك از افراد اين امّت را مىدهد . و لذا ديده مىشود كه در قرآن مجيد خداوند بنى اسرائيلِ زمان پيغمبر را مخاطب
أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٤