غافل از آنكه اگر چنين باشد بنابراين متابعت از آيات متشابهه و پيروى افرادى كه در دل آنها زيغ است ديگر معنى ندارد . افراد فتنهجو كه مىخواهند آيات متشابهه را بر نفع خود تفسير كنند از تعيين وقت طلوع شمس و غروبها چه فتنهاى مىانگيزند و چه فسادى مىكنند ؟ بنابراين آيات متشابهه حتماً آياتى است كه داراى چند معنى ممكن بوده باشد ، يك معنى حق كه راسخون دانند ، و ديگران كه در دل آنها زيغ است مردم را از معنى منحرف نموده آن آيات را بر نفع زندگى مادّى و شخصى و جبروتيّت خود تفسير مىكنند ؛ و اين شاهد مهمّى است بر آنكه مراد از راسخين اهل بيت و رسول الله هستند ، و حتماً بايد راسخون عطف بر الله بوده باشد .
پنجم آنكه : اگر والرّاسخون جملهء مستقلّه باشد چه اختصاصى به آنها دارد ؟ همهء مؤمنين أعمّ از راسخون و غير راسخون كه در مقام تسليم و خضوع و خشوع و انقياد آيات الهى هستند مىگويند : آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا ، حتّى مؤمنين ضعيف اجمالًا همهء آيات را تصديق دارند . و امّا اگر جملهء والرّاسخون عطف بر الله بوده باشد خوب روشن مىشود كه از تأويل قرآن خودِ خدا كه منزِّل است و افرادى كه علم آنها به قرآن محيط شده و نور و علم ربوبى و توحيد در شراشر وجود و روح آنها رسوخ كرده و به علم واقعى و حقيقى رسيده و در عالم طهارت و قدس قدم گذاردهاند علم و اطّلاع دارند ، و در ضمن نيز آنها مىگويند : آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا .
ششم آنكه : مروىّ از ابن عبّاس [ 1 ] و ربيع و محمّد بن جعفر الزّبير وأبومسلم و همچنين حضرت باقر العلوم محمّدبن على بن الحسين أبوجعفرعليه الصّلوة و السّلام اينست كه واوراعاطفه وراسخون راعطف گرفتهاند ، وافرادى كه واورا
هامش
[ 1 ] - مجمع البيان ، ج 2 ، ص 241 .