اهميّتى ندارد ، همه كس انجام مىدهند ، اختصاص به خاشعين و دلباختگان لقاى او ندارد ؛ آن صيام و صلاتى كه بر همه سنگين است جز بر خاشعين ، همان صلاة و صوم بالمعنى الحقيقى است .
پنجم : كفّ بطن از خوردن غذاى حرام و مشتبه در وقت افطار و سحر و در طول شب ؛ زيرا كفّ بطن از غذاى حلال در طول روز و خوردن حرام در شب چه فائدهاى دارد ؟ مثال چنين شخصى مثال كسى است كه خانهاى بنا مىكند ولى شهرى را خراب مىنمايد ؛ چون در غذاى حلال زيادهروى و افراط غلط است ، و غذاى حرام مطلقا ولو ذرّهاى باشد حرام . غذاى حلال براى بدن حكم دوا دارد ، و غذاى حرام حكم سمّ قاتل . چنانچه دوا را زياد استعمال كنيم ضرر دارد ، ولى سمّ مهلك نه زيادى او بلكه اصلش مهلك است . بنابراين كسى كه در روز از غذاى حلال اجتناب مىكند و شب غذاى مشتبه يا حرام مىخورد مانند كسيست كه از زيادى دوا اجتناب نموده ، و بعوض سمّ قاتل خورده است ؛ از ضررى پيشگيرى نموده و خود را يك مرتبه در ضرر شديدتر افكنده است .
قالَ أميرالمُؤمِنين عَلَيه السّلام : كَم مِن صائِمٍ لَيسَ لَهُ مِن صِيامِهِ إلّا الجُوعُ و الظَّما ، و كَم مِن قائِمٍ لَيسَ لَهُ مِن قِيامِهِ إلّا السَّهَرُ و العَناءُ ، حَبَّذا نَومُ الأكياسِ و إفطارُهُم ! [ 1 ]
و روايات از اهل بيت عليهم السّلام در مضرّات روحى غذاى مشتبه و حرام زياده از حدّ احصاست .
ششم : از زياده خوردن در وقت افطار خوددارى كند و شكم خود را پُر نگرداند ؛
هامش
[ 1 ] نهج البلاغة ، محمّد عبده ، ج 4 ، ص 35 ، كلمات قصار : [ أميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود : چه بسا از روزهدارانى كه نصيبى از روزه ندارند جز گرسنگى و عطش و چه بسا از شب زندهدارانى كه حظّى از بيدارى در شب ندارند جز بىخوابى و خستگى آن . خوشا به خواب زيركان و افطار آنان . مترجم ]