ابى بكر بعد از پيغمبر ( ص ) خصوصا با برنامهاى كه در روز دوم وفات رسول اللَّه ( ص ) در خانهء على عليه السّلام اجراء كرد ، بىشباهت به يك كودتاى نظامى نبود و با اين ترتيب ، عموم ملّت جز تسليم شدن ، چارهاى نداشتند ، و بزرگترين شاهد ، داستان مالك بن نويره رئيس يكى از قبائل بزرگ عرب است وى از مسلمانان مجاهد به شمار ميرفت ، ابو بكر در اوائل حكومت خود مأمورينى را نزد مالك فرستاد تا زكات اموال او را دريافت كنند ، هنگامى كه مأمورين ابى بكر بر مالك وارد شدند ، مالك بن نويره اظهار داشت كه من در مقابل اجراء فرمان خدا خاضعم ، ولى برحسب تعيين خود پيغمبر ص بنا شد بعد از رسول اللَّه ( ص ) على خليفه و زمامدار مسلمين باشد ، آقاى ابو بكر چه كاره است كه از ما مطالبهء زكات مىكند ؟ بايد كسى را به مدينه بفرستيم تا واقع مطلب را تحقيق كند ، مأمورين ابى بكر با دست خالى برگشته گفتند : مالك و افراد قبيلهاش از پرداخت زكات امتناع ورزيدند » ابو بكر ، خالد بن وليد را به اتّفاق لشكرى بر سر آنها فرستاد و ايشان به خيال اينكه لشكر كفّار به تعقيب آنان آمده ، همه لباس جنگ پوشيده بيرون آمدند ، چشم آنها به خالد و لشكر اسلام كه افتاد فرياد زدند : ما مسلمانيم و شما مسلمان ، چرا به جنگ ما آمديد ؟ خالد گفت چون شما مرتدّ شديد ما با شما مىجنگيم ، اينان گفتند : خير ، ما مسلمانيم ( اشهد ان لا إله الّا اللَّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه ) خالد گفت اگر راست ميگوئيد خود را خلع سلاح نموده و تسليم شويد ، آنان همچنين كردند ، وقتى شب شد ، بفرمان خالد ، لشكر بر آنها شبيخون زده و تمام آن جمعيّت را كشتند و هر چه آنان داد ميزدند ما مسلمانيم چرا ما را مىكشيد ؟ ! كسى گوش نميداد تا اينكه همه را كشتند و زنان آنها را اسير نموده و همان شب
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 191
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص١٩١