فلاسفه كه ايده آليست ناميده مىشوند چنين اعتقادى دارند ) ، حال چگونه مىتوانيم درستى احساس خود را اثبات و بطلان اين فرض را ثابت كنيم ؟ ملاكهاى عقلى حجّتى قوى بر اين احساس است و اگر صحّت اين ملاكها را نفى كنيم ناگزير بايد احساسات خود را نيز به يكباره نفى كنيم .
2 - عقل پديدهها را كشف مىكند وضوح ، اطمينان و ثبات در همه احوال و اوقات و نزد همه افراد در همه جا جزء طبيعت اين كشف است ، زيرا مادامى كه عقل پديدهها را مشاهده مىكند تا نفس مستقيماً و عملًا به حقايق امور پى ببرد نفس بايد نسبت به وضوح آن اطمينان يابد و در آن ترديد روا ندارد و بايد در نزد هيچكس و در هيچ حالى تغيير نيابد .
اين حقيقت فرصت كافى در اختيار ما مىگذارد تا اطلاعات خود را از راه دقّت در آنها بيازماييم كه آيا اين صفات حقيقى علم بر آنها انطباق دارد يا خير :
اوّل - وضوح ، مادامى كه انديشه در نفس ، غير واضح باشد نبايد به علم نسبت داده شود و نبايد مادامى كه نفس خود نتوانسته ، نسبت به چيزى جزم يابد آن را واضح بپنداريم .
دوم - اطمينان ، مادامى كه نفس نتواند نسبت به يك انديشه يقين يابد نمىتوان صفت علم بدان اطلاق كرد ، زيرا هر حقّى حقيقتى و هر صحيحى پرتوى دارد كه نفوس پاك را به خود جذب مىكند
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: آژير
ص١٤٥