بلند قامت با صدايى بلند تشخيص مىدهد ، زيرا ميان اين شخص كه در فاصله دور قرار دارد و صدايش كه از نقطه دورى به گوش مىرسد و ميان مشاهده ساير اشيايى كه در فاصله دورى قرار دارند مقايسه بر قرار مىكند و هنگامى كه اين مسافت را ارزيابى مىكند به ميزان صحت ديد و شنوايى خود آگاهى پيدا مىكند .
اگر اندكى بينديشيم به اين حقيقت پى مىبريم كه انسان بدون اين مقايسهها - كه بر ملاكى عملى تكيه دارد كه بسرعت پرده از بطلان احساس بر مىگيرد - هرگز به تمدّن يا اكتشافات علمى دست نمىيافت . براى مثال « ابن هيثم » رياضى دان قديمى اسلام براى شكسته شدن پرتوهاى نور هنگام گذشتن از هوا يا آب علّتى يافت و با تكيه بر اين پديدهها و آن حقايق « ابن هيثم » توانست به ضخامت جوّ كره زمين كه پانزده كيلومتر است آگاهى پيدا كند . « 1 »
چگونه « ابن هيثم » توانست ضخامت حقيقى هوايى كه ما را در برگرفته به دست آورد . او خيلى آسان توانست به وسيله مقايسه شكست نور خورشيد در هوا بدين حقيقت نايل آيد . او مىگويد : اگر شناخت من در شكست نور در يك لوله هوا صحيح باشد در جوّ نيز صحيح خواهد بود ، زيرا ثبوت در صورتى كه موضوع واحد باشد جزء خصايص علم در هر زمان و مكان است .
هامش
( 1 ) - القوميه و الغزو الفكرى ، ص 125 .