مىكند ، زيرا تذكّر شيوهاى ذاتى است براى افزايش عقل و بالا بردن سطح آن . و پس از بيان اهمّيت عقل ما را به اين نكته يادآورى مىكند كه عقول همان حجّتهاى باطنى بر مردم هستند و اين كه خداوند پيامبران خود را برنيانگيخت ، مگر براى آن كه درباره خدا بينديشند و در بخشى از اين پژوهش امام توضيح پيرامون بينش قرآنى و شيوه قرآن در مورد عقل را ادامه مىدهد .
كوتاه سخن آن كه حكمت عقل همان ارزشهايى است كه ما آدميان آن را در كارهاى خود ملاك و در اختلافات حجّت قرار مىدهيم كه در نتيجه همان حجّتهاى خدا هستند كه پيامبران را براى تصفيه و صيقل دادن آن در نفوس بشرى فرستاده است .
علم و موهبت عقل
1 - گفتيم كه عقل موهبت است و به دو نوع تقسيم مىشود :
« حكمت » و « علم » . اين كه حكمت چيست و شيوه قرآنى براى صيقل دادن آن در نفوس كدام است به تفصيل سخن گفتيم اكنون به بخش دوم « موهبت » عقل يعنى جنبه « علمى » آن مىپردازيم .
بينش قرآنى پيرامون عقل در اين خلاصه مىشود كه انسان ملاكهايى علمى در اختيار دارد كه مىتواند به وسيله آن پديدهها را بشناسد ، اين ملاكها غير اكتسابى هستند و علىرغم آن كه همچون هر موهبت ديگرى تسليم خواست انسان اند مواهبى مقدّر به شمار