تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
مىآيند . اگرچه چشم تابع خواست ماست ولى در اصل ، موهبتى الهى است و اگرچه عقل با عمل افزايش مىيابد ولى « ذاتاً » موهبت است . دليل آن كه عقل موهبت است نه اكتسابى موارد زير است : اوّل - فطرت هريك از ما هنگامى كه نسبت به چيزى آگاهى مىيابيم مىتوانيم دليل اين آگاهى را بشناسيم ، براى مثال : هنگامى كه به وجود مكّه مكرمه آگاهى مىيابيم درك مىكنيم كه آگاهى ما از آن برخاسته از رؤيت ما يا خبر دادن فردى از وجود آن يا امور مشابه مىباشد و هنگامى كه در صدد شناخت ملاكهاى عقلى بر مىآييم چنين مىيابيم كه به گونه‌اى ذاتى و بدون آن كه سببى خارجى براى شناخت آن در كار باشد از آن آگاهيم . براى مثال : هنگامى كه مىخواهيم علم خود را نسبت به امتناع تناقض تعليل كنيم به محال بودن تناقض قائل مىشويم زيرا اين امر را مشاهده كرده‌ايم يا شخصى چنين مطلبى را به ما گفته است يا دليل علمى گواه امتناع آن است . ما هيچ يك از اين فرضها را صحيح نمىدانيم ، بلكه طبيعت چنين امرى نيازى به دليل خارجى ندارد يا به تعبير ديگر انسان در ملاكهاى عقلى خود ترديد نمىكند و در كشف آن به هيچ دليل خارجى نيازمند نيست و اين خود بهترين دليل بر ذاتى بودن آن است . دوم - اگر ملاكهاى عقلى وجود نمىداشت بناى علم و دانش يكباره فرو مىريخت ، زيرا علم بر تفسير پديده - با قانونى كلّى - تكيه