تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
مناسب نبوده است ، چنان كه جمله " وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ؛ « 1 » خداوند ، تو را از آسيب مردمان ، حفظ مىكند " ، در جريان غدير ، اشاره به همين واقعيت است . نيز هنگامى كه پيامبر خدا در بيمارى منجر به وفاتش مىخواست به صورت مكتوب ، مشكل رهبرى آينده جهان اسلام را حل كند ، با كارشكنى و همهمه و غوغا رو به رو شد و در نتيجه ، تصريح به اين امر ، براى ايشان ميسّر نشد . « 2 »

4 . مقصود از " دوازده خليفه "

تأمّل در واژه‌هاى " خليفه " ، " امام " ، " وصى " ، " امير " و الفاظ مشابه آن كه در گزارش‌هاى مختلف حديث جابر آمده و نيز بررسى موقعيت خانوادگى كسانى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله آنان را به عنوان جانشينان خود معرّفى مىكند و تعداد آنها و مهم‌تر از همه ، تأكيد ايشان بر اين كه برپا داشتن دين و عزّت اسلام و صلاح امّت تا قيامت در گرو خلافت آنهاست ، به روشنى نشان مىدهد كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله در اين پيام مهم ، در صدد ارائه مشخّصات افرادى بوده كه شايستگى علمى ، عملى ، سياسى و مديريتى لازم را براى رهبرى جامعه اسلامى پس از او دارند ؛ كسانى كه از هر جهت مىتوانند خليفه خدا و خليفه پيامبر خدا باشند . در آن هنگام ، اهمّيت اين عنوان ( خليفه ) و پيام آن ، به گونه‌اى بود كه به گفته ابن عبّاس ، ابو بكر در آغاز حكومتش ، خود را خليفه نمىخواند و در پاسخ كسى كه خطاب به او گفت : " أنتَ خَليفَةُ رسولِ اللّهِ ؟ ؛ آيا تو خليفه رسول خدا هستى ؟ " ، پاسخ داد : نه . پرسيد : پس تو كيستى ؟
هامش
( 1 ) . مائده : آيه 67 . ( 2 ) . ر . ك : صحيح البخارى : ج 1 ص 54 ح 114 و ج 4 ص 1612 ح 4168 و 4169 و ج 6 ص 2680 ح 6932 ، مسند ابن حنبل : ج 1 ص 695 ح 2992 ، الطبقات الكبرى : ج 2 ص 244 .