ابو بكر ، پاسخ داد :
أنَا الخالِفَةُ بَعدَهُ .
من ، جايگزين بعد از او هستم . « 1 »
دقّت و تأمّل در معناى واژه " خليفه " ، اين معنا را روشن مىكند . خليفه به معناى جانشين است . او كسى است كه وظيفه شخص پيشين را به عهده دارد و جاى خالى او را پُر مىكند . وظيفه اصلى و محورى پيامبر صلى اللّه عليه و آله ، هدايتگرى و راهنمونى مردمان به سوى رستگارى است . بنا بر اين ، تنها فردى شايستگى عنوان خلافت را خواهد داشت كه به بهترين وجه به هدايتِ مردمان بپردازد . به همين دليل است كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله مبلّغان دين را خلفاى خود شمرده است . در روايتى آمده است :
اللّهُمَّ ارحَم خُلَفائى ! قيلَ : يا رَسولَ اللّهِ ! ومَن خُلَفاؤكَ ؟ قالَ : الَّذينَ يَأتونَ مِن بَعدى يَروونَ حَديثى و سُنَّتى . « 2 »
[ پيامبر خدا فرمود : ] " خدايا ! جانشينان مرا رحمت فرما " . سؤال شد : اى پيامبر خدا ! جانشينان تو چه كسانى هستند ؟ فرمود : " كسانى كه بعد از من مىآيند و حديث و سنّت مرا روايت مىكنند " .
حكومت ، تنها وسيله و ابزارى بوده است كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله از آن استفاده كرده و هدف خويش را گسترش داده است . پيامبر صلى اللّه عليه و آله چه آن زمان كه حكومت داشته و چه آن زمان كه حكومتى در اختيار نداشته است ( همانند دوران سخت مكّه ) ، وظيفه خويش را به انجام رسانده است .
توجيهات و تأويلاتى كه به نقل از محقّقان حديثى اهل سنّت در پى مىآيد ، نشان دهنده اين مطلب است كه آنان ، بدون توجّه به علّت غايى بعثت پيامبران ،
هامش
( 1 ) . النهاية فى غريب الحديث : ج 2 ص 69 .
( 2 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه : ج 4 ص 420 ح 5919 .