به معناى شايع " خليفه " توجّه كردهاند و در ميان حاكمان و قدرتمداران به دنبال خليفه گشتهاند . بديهى است كه حاكمان ظالم و خونريزى همانند يزيد و عبد الملك را نمىتوان خليفه بزرگترين پيامبران الهى و خاتم آنان دانست .
بارى ! ترديدى نيست كه هدف پيامبر صلى اللّه عليه و آله از اين سخن ، معرّفى بهترين كسانى است كه پس از او شايستگى كامل را براى رهبرى امت اسلامى دارند ؛ ليكن با عنايت به اين كه مقام نبوّت ، منزّه از سخن لغو يا معمّاگونه است ، مسئله مهم در فقه الحديث و فهم سخن پيامبر خدا ، تعيين مصداق خلفاى دوازده گانهاى است كه ايشان ، آنان را به عنوان خلفاى شايسته خود ، معرّفى نموده است .
از نگاه پيروان اهل بيت عليهم السلام پاسخ اين سؤال روشن است ؛ زيرا آنان بر اين باورند كه خلفاى دوازده گانه پيامبر صلى اللّه عليه و آله دوازده تن از اهلبيت ايشان هستند كه اوّلين آنها امام على عليه السلام و آخرين آنها امام مهدى عليه السلام است كه هم اكنون ، زنده است و روزى جهان را پُر از عدل و انصاف خواهد كرد .
محدّثان اهل ، سنّت با اين كه حديث جابر بن سَمُره را صحيح مىدانند ، پاسخ روشنى براى تبيين مصاديق خلفاى دوازدهگانه ندارند تا آن جا كه ابن جوزى در كتاب كشف المشكل مىگويد :
اگر چه درباره اين حديث ، جستجوى بسيارى كردم و در مورد آن سؤال نمودم ؛ ليكن كسى را نيافتم كه مقصود [ واقعى ] آن را بداند . « 1 »
مهلّب « 2 » نيز چنين تصريح مىنمايد :
هامش
( 1 ) . كشف المشكل : ج 1 ص 449 ، فتح البارى : ج 3 ص 212 .
( 2 ) مهلّب بن احمد بن ابى صفره اسيد بن عبد اللّه اسدى اندلسى مربى ، مصنّف شرح صحيح البخارى ، يكى از فصيحان عرب و به ذكاوت ، معروف است ( سير أعلام النبلاء : ج 17 ص 579 ش 384 ) .