تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
كسى را نيافتم كه به معناى حقيقى اين حديث ، رسيده باشد ! « 1 » همچنين ابن حجر ، اجمالًا عدم فهم حديث ياد شده را تأييد مىكند . « 2 » البته عدّه‌اى ( از جمله افراد ياد شده ) خواسته‌اند كه ولو به صورت احتمال ، مقصود از خلفاى دوازده‌گانه را بيان كنند ؛ ليكن با تأمّل در آنچه گفته‌اند ، مشخّص مىگردد كه مدّعاى آنان ، نه از حيث عدد و نه از حيث ويژگىها با آنچه پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرموده است ، قابل انطباق نيست كه در اين جا به شمارى از آرا ، اشاره مىكنيم و علاقه‌مندان به تفصيل ، مىتوانند به منابعى كه آراى مختلف را نقل كرده‌اند ، « 3 » مراجعه نمايند .

شمارى از آراى غير منطبق بر خلفاى دوازده گانه

نظريه اوّل : حاكمان دوران اقتدار سياسى اسلام

بيهقى « 4 » و قاضى عياض « 5 » گفته‌اند : مقصود از خلفاى دوازده گانه كسانى هستند كه در دوران عزّت خلافت و قوّت اسلام ، حكومت كرده‌اند و مردم بر آنان اجتماع داشته‌اند . اين دوران تا ايّام حكومت يزيد بن عبد الملك ، ادامه داشته است . طبق اين نظريه ، افزون بر خلفاى راشدين ، معاويه ، يزيد ، عبد الملك ، وليد ، سليمان ، عمر بن عبد العزيز ، يزيد بن عبد الملك ، هشام بن عبد الملك و وليد بن يزيد ، مصاديق خلفاى دوازده گانه‌اند !

نقد نظريه اوّل

ايرادهايى كه به نظريه بيهقى و قاضى عياض وارد شده ، عبارت‌اند از :
هامش
( 1 ) . ر . ك : فتح البارى : ج 13 ص 211 . ( 2 ) . ر . ك : فتح البارى : ج 13 ص 212 . ( 3 ) . از جمله ، ر . ك : فتح البارى : ج 13 ص 211 215 ، المسائل الخلافيّة : ص 15 38 . ( 4 ) . دلائل النبوّة : ج 6 ص 520 . ( 5 ) . ر . ك : فتح البارى : ج 13 ص 213 .