اگر راه يابد كسى زين جهان * بباشد ندارد خرد در نهان
ز پرورده سير آيد اين هفت گرد * شود بىگنه كشته چون يزدگرد
برين گونه بر تاج دارى نمرد * هم از لشگر او سوارى نمرد
خرد نيست با گرد گردان سپهر * نه پيدا بود رنج و خشمش ز مهر
همان به كه گيتى نبينى به چشم * ندارى ز كردار او مهر و خشم
در همان هنگام چون سواران ماهوى شوريدهبخت بديدند كه آن درخت خسروانى ديگر براى هميشه از تخت و آوردگاه بيآرميد ، هر كسى برفت و روى او را بديد . پس بند جامهء بنفش او را گشودند و آن افسر و گردنبند و موزهء زرّين را از او
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 819
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٨١٩