تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩

شاهان را داشت ، رزم و بزم با وى براى من آسان بود . ولى چون اين بدى از اختر بىمِهر است ، ديگر چه گويم ؟ چرا كه امروز ، روز رنج و سختى است . بدان كه اگر محمّد [ ص ] پيش رو من گردد و كيش كهن را رها سازم و اين كيش نو را بپذيرم ، باز هم كار اين روزگار گوژپشت ، كژّ خواهد بود و با ما درشتى خواهد كرد . اكنون تو با اين خرّمى باز گرد . چرا كه در روز نبرد ، جايى براى سخن گفتن نيست . به سعد بگوى كه : در جنگ ، مردن با نام آورى بهتر از زنده بودنى است كه دشمن به آن شادكام باشد . آنگاه شعبه كه اين سخنان را بشنيد ، همچون باد از آنجا بازگشت « 1 » .

هامش
( 1 ) - بايد در نظر داشت كه گفتگوهاى ميان رستم فرّخزاد و فرستادگان سعد به صورتهاى مختلفى ضبط شده است . دينورى در بارهء اين ملاقات رستم با مغيرة بن شعبه مىنويسد : رستم به مغيره گفت : « خداوند پادشاهى ما را بزرگ قرار داد و ما را بر امتها پيروزى داد و همهء اقليمها را به تواضع براى ما واداشت و مردم زمين را براى ما خوار و زبون فرمود و بر روى زمين ، هيچ ملتى در نظر ما پست‌تر از شما [ اعراب ] نبوده است كه شما گروهى اندك و خوار و داراى سرزمين خشك و زندگى سخت و دشواريد . چه چيزى شما را واداشته است كه به سرزمين ما هجوم آوريد ؟ اگر اين به سبب قحطى و خشكسالى است كه شما را فرو گرفته است ، ما براى شما گشايش فراهم مىآوريم و نسبت به شما بخشش مىكنيم . و به شهرهاى خود بر گرديد . مغيره به او گفت : آنچه در بارهء بزرگى پادشاهى و راحتى زندگى و پيروزى بر ملتها و بلندى مرتبهء خودتان گفتى ، ما همه را مىدانيم و اكنون از حال خود ، تو را آگاه مىكنم . خداوند متعال كه سپاس خاص اوست ، ما را در سرزمينهاى دور افتاده و با آبى اندك و زندگى دشوار قرار داد . زورمندان ما ناتوانان را مىخوردند و ما پيوند خويشاوندى را قطع مىكرديم و از بيم تنگ دستى ، فرزندان خود را مىكشتيم . و بتها را پرستش مىكرديم . و در همين حال ، خداوند متعال پيامبرى از شريفتر و پاك تر خاندان ما ميان ما برانگيخت و به او فرمان داد تا مردم را به گواهى دادن به اين كه پروردگارى جز خداى يگانه نيست ، فرا خواند . و ما به دستورهاى كتابى كه براى ما نازل فرموده است ، عمل كنيم . ما به او ايمان آورديم و او را تصديق كرديم . و به ما فرمان داده است تا مردم را به آنچه خداوند فرمان داده است ، دعوت كنيم . هر كس بپذيرد ، با ما در سود و زيان برابر است و هر كس نپذيرد ، از او مىخواهيم جزيه بپردازد . و هر آن كس از پرداخت جزيه خوددارى كند ، با او پيكار مىكنيم . و من هم تو را با همين شرايط دعوت مىكنم و اگر نپذيرى شمشير در ميان خواهد بود . مغيره در اين هنگام با دست خود به دستهء شمشيرش اشاره كرد . رستم چون اين سخنان را شنيد ، آنچه را كه با آن روياروى شده بود ، بزرگ دانست و در عين حال از مغيره خشمگين شد و گفت : سوگند به خورشيد كه فردا هنوز آفتاب بر نيامده ، همه شما را خواهم كشت . » الأخبار الطوال ، ص 154 - 153 . نيز ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 1704 - 1689 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 412 تجارب الامم فى أخبار ملوك العرب و العجم ، ص 376 - 373 .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 799 | حكيم أبو القاسم الفردوسي