تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧

پاسخ نامهء رستم از سعد وقّاص چون سعد - آن مرد گرانمايه - از آمدن ايشان آگه شد ، شتابان همچون گَرد به همراه سپاهى به پيشواز ايشان برفت و بىدرنگ او را از اسپ فرود آورد و ازو در بارهء سپاه و پهلوان و شاه و دستور و سالار بيدار و كشور ايران بپرسيد . سپس بالاپوشى را به زير پيروز بيافكند و به دو گفت : بدان كه ما با نيزه و تيغ يار هستيم . مردان راستين از ديبا و زر و سيم و خواب و خوراك سخن نگويند . آنگاه سعد سخنان او را بشنيد و نامه را بخواند و بسيار ستايش بكرد . سپس در پاسخ رستم نامه‌اى به تازى بنوشت و در آن خوب و زشت را پديدار ساخت . در نامه از جن ّ و آدمى و گفتار پيامبر هاشمى [ ص ] و يكتا پرستى و قرآن و نويد و بيم و آيينهاى نوين و نيز از كَتران « 1 » و آتش و زمهرير [ دوزخ ] و از بهشت و جوى مِى و شير و كافور و مشك و آب روشن و پاك و درخت بهشت و مِى و انگبين سخن راند . آنگاه گفت : اگر شاه ايران اين كيش راست را بپذيرد ، هر دو گيتى با شاهى و شادى از آن او خواهد بود . تاج و گوشوار بيابد و همواره با رنگ و بوى و نگار باشد . محمد [ ص ] وَرَّفان « 2 » گناهش خواهد بود و تنش چون گلاب پاك خواهد شد . پس در كارى كه از براى آن پاداش بهشت را بيابى ، نبايد در باغ رنج و سختى ، كينه بكاشت . بدان كه تن يزدگرد و اين گيتى فراخ و چنين باغ و ايوان و ميدان و كاخها و تخت و تاج و گنج و جشن و سور ، به خرمى ديدن يك موى زيبا چشمى بهشتى نيستند . چشمان تو از براى تاج و گنج اين چنين در سراى سپنجى خيره گشته است . به اين تخت پيلسته و يوز و باز و بخت و تاج بسيار بىترس شده‌اى . ليك همهء

هامش
( 1 ) - كَتران همان قطران است . مايعى سياه رنگ با بوى تند و نامطبوع است . زنجانى ، فرهنگ جامع شاهنامه ، ماده قطران .
( 2 ) - وَرَّفان به پارسى به معناى شفيع است .