تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣

فصل سوم « كواذ پسر پرويز » پادشاهى كواذ پسر پرويز هفت ماه بود « 1 » آغاز داستان چون شيروى به شادى بر تخت بنشست و آن تاج كيان را بر سر نهاد ، پهلوانان ايرانى برفتند و بر او به شاهى آفرين بخواندند و هر يك به بانگ بلند گفتند : اى شاه پر هنر و ارجمند ، همچنان كه يزدان اين تاج را به تو داد و اين چنين با آرامش بر تخت پيلسته بنشستى ، اين شاهى براى فرزند و خويشاوندانت هم در گيتى بماناد . كواذ به ايشان گفت : همواره پيروز و شاد باشيد . بدانيد كه ما جاودانه بدكنش نخواهيم بود . پس چه نيكو خواهد بود ، دادگرى با مردمان خوش‌منش . گيتى را با زينهار نگاه خواهيم داشت و كردار اهريمنى را از ميان خواهيم برد . بر آيين پيشينيان باشيم تا فرّهء كيش ما افزوده گردد اينك مىخواهم پيامى به نزد پدرم بفرستم و همهء اين

هامش
( 1 ) - تنها بلعمى همچون حكيم فردوسى مدت شاهى شيرويه ( كواذ دوم ) را 7 ماه دانسته است . تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1186 . صاحب مجمل التواريخ و القصص در يك روايت 5 ماه آورده است . ص 82 . برخى اين مدت را 6 ماه دانسته‌اند . ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 404 مسعودى ، التنبيه والاشراف ، ص 96 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 124 . ديگران نيز اكثراً مدت شاهى وى را 8 ماه گفته‌اند . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 780 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 222 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 521 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 223 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 23 16 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 24 . مسعودى در يك خبر واحد ديگر اين مدت را يك سال و 6 ماه دانسته است . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 274 . بايد دانست كه شيرويه در سال 628 م . به قدرت رسيد .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 733 | حكيم أبو القاسم الفردوسي