نبودى ، پس نهان باش و روى خود را به هيچكس منماى . سپس كواذ به دستور خود بفرمود كه : از او هيچ به بدى ياد مكن . بگوى تا او را به سوى تيسفون و به خانهء آن رهنمونش ببرند و در سراى ماروسپند « 1 » بماند و بدان كه نبايد هيچ گزندى بر وى آورند . بايد گلينوس « 2 » را با هزار سوار استوار بر او بگمارند « 3 » . چون سى و هشت سال از شاهى خسرو بگذشت ، در روز هشتم آذر ماه « 4 » ، به هنگام آتش و مرغ بريان و مِى ، كواذ بيآمد و تاج را بر سر نهاد و با شادى و آرامى بر تخت بنشست . پس سپاهيان ايران با او پيمان ببستند و كواذ شاه نيز از گنج براى يك سال سپاهيان درم بداد . ليك زندگانى او از اين پس بجز هفت ماه نبود . اينك مىخواهى او را ناچيز بخوان و يا اين كه او را شاه بدان . چنين است رسم سراى جفا * نبايد كزو چشم دارى وفا هر آن كس كه رسم جهان داند اوى * جهان را همى كينهور داند اوى
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 732
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٧٣٢
هامش
( 1 ) - اين نام به صورتهاى مارسپند ، مارسفند ، ماراسفند ، ماه اسفند و هَرْسَفته نيز ضبط شده است . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 769 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1158 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 221 الأخبار الطوال ، ص 137 . وى يكى از موبدان بوده است . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 398 - 397 .
( 2 ) - اين نام به صورت جالينوس نيز آمده است . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1159 - 1158 . دينورى آن را حَيْلوس ضبط كرده است . الأخبار الطوال ، ص 137 .
( 3 ) - بلعمى و دينورى تعداد سپاهيان محافظ را 500 مرد آوردهاند . تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1159 الأخبار الطوال ، ص 137 . گويند براى بردن خسرو پرويز به خانهء مارسپند ، او را بر تابوتى نشاندند و سر و صورتش را بپوشانيدند . در ميان راه از دكان كفشگرى گذشتند . چون مرد كفشگر ، خسرو پرويز را بدانسان بديد ، يك قالب كفش را به سوى او انداخت . ليك يكى از همراهان خسرو پرويز بىدرنگ شمشير كشيد و گردن كفشگر را بزد . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 769 بلعمى ، همان ، ص 1159 - 1158 .
( 4 ) - طبرى نيز اين واقعه را در ماه آذر دانسته است . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 769 .