تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣

سخن من مىگردد و من از آن پس نخواهم مرد چرا كه تخم سخن را پراكنده‌ام . پس هر كس كه هوش و خِرد و كيش دارد ، پس از مرگ بر من آفرين خواهد كرد . اكنون سخن را از مداين ، نو مىسازم و از ايوان خسرو مىگويم . ساختن خسرو ايوان مداين را « 1 » مرد روشندلى پارسى كه سد و بيست سال را با كام دل زندگانى كرده بود . گفت : خسرو كسانى را به روم و هند و چين و هر سرزمين آباد ديگرى بفرستاد . پس سه هزار كارگر نامدار از هر كشورى به پيش او برفتند . آنگاه از ميان ايشان سد مرد كه در به كار بردن خشت و گچ استاد بودند ، بيرون شدند . سپس سى دلاور از ميان ايشان برگزيدند و پس از آن از ميان آنها دو رومى و يك پارسى را بيآوردند . استاد گرانمايهء رومى كه مردى هندسى بود ، از آن پارسى نيز بگذشت و بدين سان آن مرد كارآزموده به پيش خسرو آمد و براى او از چگونگى كار خود بگفت . شاه به دو گفت : اين كار را از من بپذير و هر سخنى كه به تو مىگويم ، ياد بگير . بدان كه من جايى مىخواهم تا فرزند من و نيز خويشاوندانم تا دويست سال در آن بنشينند و از باران و تندر و آفتاب ويران نگردد . بايد كارى بكنى كه هيچ‌كس ديگر نتواند به مانند آن را بسازد . مرد هندسى ساختن آن ايوان شاه را بپذيرفت و به دو گفت : من اين توانايى را دارم . آنگاه بنيان آن ايوان را از سنگ و گچ تا ده ارش شاهى در زمين فرو برد و پنج ارش نيز بالاى آن را برآورد . چون ديوار آن ايوان ساخته شد ، به پيش آن شاه گيتى آمد و گفت : اگر شاه نيكو مىداند ، يك مرد كاردان بسياردانا را كه ساليان بسيارى بر

هامش
( 1 ) - اگر چه حكيم فردوسى ساختن ايوان مداين را به خسرو پرويز نسبت مىدهد ، ليك بسيارى آن را مربوط به زمان خسرو انوشيروان دانسته‌اند . تعيين كننده‌ترين دليل بر انتساب آن به انوشيروان ، اين نكته است كه اين ايوان به اجماع روايات مورخان در شب ميلاد مبارك پيامبر ( ص ) شكاف برداشت و تعدادى از كنگره‌هاى آن بيافتاد . و از آنجا كه اين رويداد در زمان انوشيروان رخ داده است پس ايوان مداين در زمان او وجود داشته است و خسرو پرويز بانى آن نبوده است .