شاه آمد . باربد از ديدن باغبان آن باغ كه مردوى نام داشت ، شادكام شد . شاه ايران نوروزها را به آن باغ مىرفت و دو هفته در آن جشنگاه مىماند . در آن روز باربد زود به پيش مردوى رفت و با او يار و هم خوى گشت . پس به آن باغبان گفت : همانا كه گويى تو جانى هستى و من كليد آن مىباشم . اكنون از تو آرزويى دارم كه براى تو سخت ناچيز است . مىخواهم كه چون شاه گيتى به اين باغ بيآيد ، مرا نيز راهى بدهى تا نهانى ببينم كه آيا آن جشنگاه شاه چگونه است و يك بار نهانى روى شاه را ببينم . مردوى كه چنين شنيد ، به دو گفت : از براى مِهرى كه به تو دارم ، چنين مىكنم . پس چون خسرو خواست تا به آن باغ بيآيد ، باربد بيآمد و همهء جامهها و بربت و رود خود را به رنگ سبز درآورد . آنگاه به آن نشستنگاه خسرو به گاه بهاران برفت . در آنجا درخت سرو سبز و پر برگى بود كه بر و شاخ آن بسان رزمگاه پشن « 1 » بود . باربد بربت در كنار به بالاى آن سرو برفت و خود را از شهريار نهان بداشت تا اين كه شاه از ايوان خود به آن جشنگاه آمد . پاليزبان نيز جاى شاه را بيآراست . آنگاه ميگسار پرى چهرهاى با جامى در دست به پيش شهريار آمد . شاه آن جام بلور را كه پر از مِى سرخ بود ، از آن كودك بگرفت . چون خورشيد ، زرد برگشت و شب لاژوردين فرا رسيد ، باربد از بالاى آن درخت سرو رود بنواخت و به پهلوى شاه را درود بگفت و سرود نغزى بر روى آن درخت بخواند كه شاه بيدار بخت ايران از شنيدنش خيره شد . با آوايى خوش سرودى سر داد كه اكنون تو آن را دادآفريد « 2 » مىخوانى . همهء
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 710
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٧١٠
هامش
( 1 ) - رزمگاه پشن همان جايى بود كه جنگ لادن يا پشن در زمان كى خسرو ميان ايران و توران در گرفت و به شكست ايرانيان انجاميد و اكثر پسران گودرز در آن كشته شدند . ر . ك . ج 4 از كتاب حاضر . در اينجا كنايه از انبوهى است .
( 2 ) - نظامى نام 30 لحن از الحان باربد را ضبط كرده است كه عبارتند از : 1 - گنج بادآورد . 2 - گنج گاو . 3 - گنج سوخته . 4 - شادروان مرواريد . 5 - تخت طاقديسى . 6 - ناقوسى . 7 - اورنگى . 8 - حقه كاوس . 9 - ماه بر كوهان . 10 - مشك دانه . 11 - آرايش خورشيد . 12 - نيمروز . 13 - سبز در سبز . 14 - قفل رومى . 15 - سروستان . 16 - سروسهى . 17 - نوشين باده . 18 - رامش جان . 19 - ناز نوروز يا ساز نوروز . 20 - مشگويه . 21 - مهرگانى . 22 - مرواى نيك . 23 - شبديز . 24 - شب فرخ . 25 - فرخ روز . 26 - غنچه كبك درى . 27 - نخجيرگان . 28 - كين سياوش . 29 - كين ايرج . 30 - باغ شيرين . كليات خمسه ، خسرو و شيرين ، ص 271 . حكيم فردوسى در اينجا 2 لحن ديگر به نامهاى دادآفريد و پيكارگرد را نيز به اين الحان افزوده است .