مهتر شبستانش بود « 1 » . شيرين كه چنين مىديد ، همواره از كار مريم پر از درد و رخسارش از آن رشك ، زرد بود . سرانجام هم شيرين به مريم زهر بداد و بدين سان آن دختر خوب قيصرنژاد درگذشت . ليك هيچكس از آن كار او آگه نبود و تنها خودش آن راز را مىدانست و بس « 2 » . چون يك سال از مردن مريم بگذشت ، خسرو شبستان زرّين خود را به شيرين سپرد . از سوى ديگر ، چون ساليان زندگانى شيروى به شانزده رسيد ، بالاى او از يك مرد سى ساله نيز برتر شد . پس پدرش فرزانگان را بيآورد تا آن نامور از براى ايشان باهنر گردد . موبد نيز شب و روز شيروى را به فرمان شاه ، شادان نگاه مىداشت . روزى موبد از پيش تخت شاه به نزديك شيروى نيكبخت بيآمد و او را پيوسته نيازمند بازى يافت . ديد كه در پيشش كراسهاى نهاده شده كه كليله بر آن نوشته شده است « 3 » . در دست چپ آن جوان سترگ نيز يك چنگال گرگ خشك شده و بريده و در سوى راستش شاخ گاوميشى بود و پيوسته شيروى آنها را بر هم مىزد . دل موبد از آن كار و بازى و كردار بيهودهء او اندوهگين گشت و از ديدن آن چنگ گرگ و شاخ گاو و انديشهء آن جوان سترگ ، اختر بدى پِى افكند . از كار روزگار براى آن كودك بدمنش و شوربخت سخت اندوهگين گشت . زيرا كه او بخت و سرنوشت او را به هنگام زادنش ديده و از دستور و گنجور نيز در آن باره پرسيده بود . پس آن موبد
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 704
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٧٠٤
هامش
( 1 ) - نظامى مىنويسد كه مريم در هنگامى كه خسرو پرويز در روم بود ، او را سوگند داد كه با هيچكس ديگرى مهر نداشته باشد . كليات خمسه ، خسرو و شيرين ، ص 264 . از آن پس همهء معاشقات خسرو پرويز با شيرين به طور پنهانى بود و مريم بسيار نسبت به شيرين حسادت مىورزيد و شيرين نيز متقابلاً از اين كه مريم را ملكه مىديد ، رنج مىبرد . همان ، ص 254 .
( 2 ) - نظامى ، كليات خمسه ، خسرو و شيرين ، ص 325 .
( 3 ) - ثعالبى مىنويسد كه شيرويه پيوسته داستان شير و گاو كليله و دمنه را مىخوانده است . تاريخ غررالسير ، ص 396 . پيشتر نيز در زمان بهرام چوبينه ديده شد كه وى اغلب اوقات به خواندن كليله و دمنه مىپرداخته و اين امر در نظر شاه و اطرافيانش پسنديده نبوده و مىتوانسته نمايندهء روحيه طغيان و برترى جوييهاى آيندهء شخص باشد چرا كه مطالعهء اين كتاب ، خِرد وسيعى به شخص مىداده است كه اگر از آن درست بهره نمىگرفته ، پيامدهاى زيانبارى داشته است .