تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧

اين رنجهاى برده را به شيروى بخشيدم و براى او گنجى تازه پى افكندم . اينك بدان كه من از براى روم و ايران پر از انديشه هستم و شبهاى تيره ديگر تنها پيشهء من انديشه گشته است . مىترسم كه چون شيروى بلندپايه گردد ، به روم و ايران گزند برساند . آن كينه نخست از سلم سترگ آغاز گشت و سپس از اسكندر كينه‌ور - آن گرگ پير - بود . شايد كه از براى آن بار ديگر آن كينهء كهن و نوآيين سخن در گيتى تازه گردد . بدان كه دخترت نيز افسر تو را تازه كرد . پيوسته به كيش مسيحا مىكوشد و سخنان ما را كم مىشنود . ليك به اين كودك خسروآيين و درخت نوآيين خود ، آرام و شاد و پيروز بخت است . پس هميشه پروردگار گيهاندار ، يار تو و بخت همراهت بادا . آنگاه مُهر شاه را بر روى آن نامه بنهادند و خرّاد برزين آن را نگاه بداشت . سپس در گنجى را كه شاه به روزگاران دراز گرد آورده بود ، گشودند . نخست سد و شست بنداوسى - كه پارسيان آن را پيداوسى مىخوانند « 1 » - را با گوهر بيآكندند و مُهرى نيز بر آن بنهادند . ارزش هر يك از آنها در كراسهء شهريار سد هزار درم بود . ديگر سد و دو هزار ديباى چينى - كه چند تاى آنها زربافت گوهرنگار بود - و پانسد مرواريد خوشاب - كه هر يك بسان چكه‌اى آب بودند - و سد و شست ياكند بسان ناردان - كه پسنديدهء مردم كاردان بود - و جامه‌هاى شوشترى « 2 » و همه گونه چيزهاى را كه از هند و چين و هر كشور ديگر خيزد و مانندى نداشت ، بر سيسد بار شتر از ايران به نزد آن قيصر نامدار بفرستاد . يك جامهء شاهوار نيز به خانگى داد ، كه از خويشاوندى و بيگانگى فزونتر بود . اسپ و جامه و تخت و ستام و پوشيدنيهاى بسيارى نيز بر شتران بار نهاد و يك شتر را نيز با دينار بار كرد و به خانگى بخشيد . درم و دينار و همه گونه چيزهاى ديگرى نيز به فرزانگان روم ببخشيد . بدين سان ايشان شادان از

هامش
( 1 ) - سكه‌اى با ارزش 5 دينار بوده است . برهان قاطع ، ماده پيداوسى و حواشى معين .
( 2 ) - جامه‌هاى شوشترى - كه بيشتر ديباى آن شهرت داشته است - از هنگام اسكان اسراى رومى در زمان شاپور در خوزستان مشهور گشت .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 697 | حكيم أبو القاسم الفردوسي