شستهايد . كشور نيز از تاختن و كين خواهى آسوده مىگردد . پيش از اينها ايرانيان زنان و كودكان رومى را برده ساختند و دل ما را همه گونه بيآزردند . ليك با اين خويشاوندى ما ديگر گيتى رام گشت و همهء آن كارهاى بيهوده ، نيكو شد . پس درود پروردگار گيهان آفرين و آفرينهاى گيتى بر تو باد .
چون آن نامهء قيصر به پايان رسيد و شاه ايران همهء آن سخنان را بشنيد ، نهانش شاد گشت و روزگار بر او تازه شد . پس بر خانگى آفرين بسيار بخواند و به دو گفت :
ديگر بيگانگى را بس كن . آنگاه براى خانگى گرانمايه جايگاهى بساختند و دو ديوان خرّم را بپرداختند و هرچه كه بايسته بود ، به نزديك آن مرد بيدار و پهلوان ببردند . از آن پس خانگى بر خوان و ميگسارى و شكار و نشست پيوسته با آن شاه يزدان پرست بود . بدين گونه ايشان يك ماه را در نزديك شاه ايران ، نيكخواه و دلشاد ببودند .
پاسخ نامهء قيصر از خسرو پرويز
چون يك ماه بگذشت ، خسرو پاسخ آن نامه را با سخنانى با مغز و فرّخ بنوشت .
در آغاز نامه گفت : آفرين بزرگان بر آن كسى باد كه نهانى پاك دارد و بد و نيك را يك سره از يزدان مىبيند و تنها در گيتى از او بيم دارد . كسى كه بر خداوند مهر كه بدين گونه آسمان را برپاى داشته ، آفرين مىكند . نخست آن كه مرا در نامهات ستايش و نيايش بكردى . پس بدان كه من از براى آن سخن گفتن شاه خردمندان شاد گشتم . اين گنج تو را هم پذيرفتم و نمىخواهم كه رنج چندانى از براى اين ببرى . از آن رو كه يزدان پاك گيهاندار آن سرزمين تو را از سماك برآورد و در ميان هند و سقلاب و چين و خزر ، آن سرزمين روم است كه اين چنين ارجمند گشت . مردانگى و دانش و پرهيز و كيش از يزدان به شمايان رسيد . آنگاه هم كه براى من كارى پيش آمد ، تو با هر دانش ، اندوهگسار من گشتى . من نيز بسيار از خويشاوندى با تو و با اين
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 695
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٦٩٥