تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩

است ، هيچ به راه بد نمىرفت و بد نمىانديشيد . سديگر بخش را براى هنگام نيايش و ستايش پروردگار گيهان آفرين نهاد . بخش چهارم را به دانستن چند و چون كار ستارگان مىگذرانيد و ستاره‌شناس كه او را به دانش راهنماى بود ، در پيشش از براى اين كار بايستاده بود . و در اين بخش چهارم ، نيمى از شبهاى ديرياز را در كنار بتان طراز به ميگسارى مىپرداخت . يك ماه را نيز به چهار بخش بكرد تا بدين گونه از روزگار شاد باشد . يك بخش را براى ميدان و چوگان و تير اندازى گذاشت . بخش ديگر را براى دشت و كوه و شكار نهاد كه روزگارش از براى آن تازه مىشد . هر گاه كه در روز درخشان و يا شب ديرياز از شكار بازمىگشت ، هر كسى كه توانگر بود ، بر سر راه او در شهر ، آذين مىبست . بخش ديگر از براى شطرنج و نرد و سخن گفتن در بارهء روزگاران نبرد بود . سديگر همهء دانايان و نويسندگان و خوانندگان چيزها را يكى پس از ديگرى در كنار خود مىنشاند و سخنان ديرين را مىخواند . چهارم فرستادگان را از راه به نزديك شاه مىخواند و پاسخ نامه‌هايشان را مىنوشت و به آن مردان گردنفراز مىداد تا آن فرستادگان با جامهء شاهوار و كام خود به آرامش از درگاه او بازگردند . همان روز گشادنامهء هر كشور را نيز مىنوشت و به هر مهترى مىسپرد . خسرو در آغاز سال نو و فروردين ماه كه خورشيد كيش درخشان مىشد ، گنجى را مىنهاد و نهان مىساخت و هيچ كهترى در گيتى آن را نمىشناخت . زادن شيرويه پسر خسرو به مُرغوا « 1 » چون پنج سال بدين گونه از پادشاهى خسرو بگذشت ، ديگر هيچ همتايى در گيتى نداشت . به سال ششم از آن دختر قيصر كه همچون ماه بود ، كودكى درست

هامش
( 1 ) - مُرغوا به پارسى به معناى فال بد است .