سرپيچيدن گستهم از خسرو پرويز و خواستن او گرديه را سپس خسرو كسى را به سوى خراسان فرستاد و او را اندرز بسيار بكرد و گفت : با هيچكس در اين باره سخن مگوى و از اينجا به درگاه آن مرزبان برو « 1 » و به گستهم بگوى كه هيچ درنگ مكن و چون اين نامهء ما را بخوانى ، به اينجا بيا . چون فرستاده به خراسان و درگاه آن مرد تن آسان رسيد ، فرمان پرويز - آن شاه
هامش
( 1 ) - پيشتر ديده شد كه گستهم مرزبان خراسان شده بود .