تازيان نيز پيشكشهاى بسيار بداد و همگى با شادى از ايوان شاه برفتند . سپس جامهء شاهوار و اسپ و جامهء پهلوانى بيآورد و به خسرو داد و او را بنواخت و بر آن تخت فرخنده بنشاند . شاهنشاه پس از خسرو به نرسى پرداخت . نرسى نامدار برادر جوان و كوچكتر بهرام و با او يكدل و يك زبان بود . بهرام او را پهلوان سپاهيانش كرد تا كشورش به آيين باشد . و بدين سان همهء سپاه را به نرسى سپرد و در گنج بگشود و روزىِ سپاهيان را بداد و سپاهيان از دينار شاد گشتند . سپس بفرمود تا گشسپ دبير به همراه جوانوى بيدار - كه گنجور و داناى آن روزگار بود - به نزد آن شاه مردم پذير بيآيند . آنگاه بفرمود تا از آنچه كه ايرانيان مىبايست مىپرداختند و هنوز نپرداخته بودند ، دست بكشند . دبيران دانا به ديوان رفتند و نود و سه بار شمردند و ديدند كه هزاران هزار درم در ايران است . بهرام شاه نيز همهء آنها را ببخشيد و [ كراسهء ] ديوان را بر آتش نهاد « 1 » . همهء مردم ايران به دو شاد بودند . چون از اين كار نيز آگه شدند ، همگى بر او آفرين بسيار بخواندند و به آتشكده و ايوان نوروز و جشن سده برفتند و بر آتش مشك افشاندند و به بهرام آفرين بخواندند . سپس بهرام كارآگاهانى را بفرستاد تا به گِرد گيتى بگردند و همهء كسانى را كه يزدگرد رانده بود ، بيافتند و در يك شهر گرد آوردند . سپس به هر مهترى جامهء شاهوار فرستاد و يك كشور را به همراه هميانهايى به ايشان ببخشيد . خردمندان و موبدان و مرزبانانى كه آوازهء بهرام را بدانسان شنيدند ، همگى با گشادهدلى و تازه رويى به درگاه او بيآمدند . بهرام بفرمود تا هر كه دادخواه است به سوى موبدان موبد روى بيآورد . چون بدين گونه فرمانش در گيتى بجاى آمد ، يك جارچى را بر درگاه خود بايستانيد تا چنين جار بزند كه : اى زيردستان بيدار شاه ، از اندوه و گناه دور باشيد و از اين پس تنها بر كسى آفرين كنيد كه زمين به داد او آباد است . از گيتى
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 67
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٦٧
هامش
( 1 ) - روايت شده كه آن مقدار هفتاد هزار هزار درم بود كه بهرام به همراه باج 3 سال ديگر بخشيد . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 623 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 944 - 943 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 149 .