تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

چون بر تخت نشست ، گفت : اى بزرگان خردمند و بيدار و كارآزموده ، بدانيد كه با مردم زفت ، زفتى مىكنم و يار خردمندان خواهم بود . هر كسى كه با من به گرمى نسازد ، بيش از آن كه از پدرم بدى ديد ، از من خواهد ديد . ليك هر كه فرمان مرا برگزيند ، هيچ اندوه و رنج و دردى نبايد بچشد . به روز هشتم چون بهرام شاه بر تخت بنشست ، بفرمود تا جوانوى را به نزد او بخوانند . آنگاه به دو گفت : به نزد هر مهتر و نامدار كشورى نامه‌اى با مِهر و داد بنويس و در نامه بگو كه : بدانيد كه بهرام به شادى بر تخت بنشست . او شاه بخشايشگر و راستكار است و از كژّى و كاستى گريزان مىباشد . با فرّ و شكوه و مِهر و داد است و تنها دادار پاك را مىپرستد . پس هر كسى را كه از من فرمان ببرد ، او را مىپذيرم . من به آيين تهمورس دادگر بر تخت پدر فرّخم بنشستم . پس اگر چه از ديگران كاستى بسيار ببينم ، ليك با همه راستى خواهم كرد . در دادگرى از نياكان خود نيز برتر گردم و شمايان را نيز به اين كار رهنمون باشم . بدانيد كه من بر آن كيش زردشت پيامبر هستم و از راه نياكان خود نمىگذرم . پس كيش زردشت پيشين - آن ابراهيم پيامبر راستگوى - را خواهيم داشت « 1 » . شمايان نيز هر يك بر سرزمين خود پادشاه هستيد و نگهبان مرز و نگهدار كيش مىباشيد و بر زنان و فرزندان نيز پادشاهيد . خوشا مردم زيرك و پارسا . من زر را در گنج خود نخواهم آكند زيرا كه با اين گنج اندوزيهاست كه تهيدستان در رنج مىمانند . درود ما بر همهء پادشاهان باد بويژه آنان كه مهربانند . آنگاه مُهر نگين بهرام را بر آن نامه‌ها نهادند و بهرام فرستادگان باآفرينى بخواست . و بدين سان موبدان و خردمندان و سواران بينا دلى به همراه آن نامه‌ها برفتند .

هامش
( 1 ) - براى آگاهى پيرامون نظريه تفاوت ميان زرتشت با حضرت ابراهيم ( ع ) ر . ك . ميترا مهرآبادى ، « نقدى بر چرا زرتشت را ابراهيم دانسته‌اند » ، كيهان فرهنگى ، سال 11 ، شماره 4 ، تهران ، تيرماه 1373 خورشيدى ، ص 23 - 20 .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 65 | حكيم أبو القاسم الفردوسي