تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١

همداستان نيستند ، بيش از سه روز نبايد كه در ايران بمانند . به روز چهارم چون خورشيد گيتىفروز از آسمان برآيد ، همگى به نزد خسرو برويد و بيش از اين بر اين سرزمين مياساييد . ولى اگر پس از آن هنگام كسى از ايشان در ايران بماند ، زنده نخواهد ماند . با شنيدن اين سخن ، آن بزرگان بر او آفرين بخواندند و گفتند : زمين از تو تهى مباد . ليك اين آفرين را از دل خود نگفتند . سپس همهء كسانى كه با خسرو شاه پيوسته بودند و دلشان از براى آن پادشاهى آزرده بود ، از ايران به سرزمين روم برفتند و بدين سان از اين سرزمين آزاد پراكنده گشتند . گريختن بندوى از بند بهرام از سوى ديگر ، بندوى همچون يوز شكارى هفتاد روز در زندان بهرام چوبينه بسته بود . بهرام [ پسر سياوش ] نيز كه از براى فريبكارى او سخت ناكام گشته بود ، نگاهبان بندوى بود . ليك بندوى در زندان نيز او را مىفريفت و در بند هم از چاره‌گرى دست نمىكشيد . همواره به او مىگفت : تو از شاه ايران نااميد مشو . روز اگر چه تيره شد ، ولى سرانجام سپيد خواهد گشت « 1 » . اگر چه بخت او ديرساز شود و يا بخت پيروز به سوى خوشنواز بگردد . ليك دانى كه سرانجام پروردگار گيهان آفرين بر تن كِي كواذ بخشايش آورد و گيتى را به دو باز داد . پس اين تاج و تخت براى بهرام هم نخواهد ماند . آيا اين مردمان نيكبخت چه مىانديشند ؟ براستى كه مردم دهگان نژاد مباد ، زيرا كه با خيره‌سرى خود را به باد مىدهند . اكنون تا دو ماه با

هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 2099 ، بيت 929 آمده : كه از شاه ايران مشو نااميد * اگر تيره شب روز گردد سفيد ليك در نسخهء مسكو ، ج 9 ، ص 63 مصراع دوم بدين گونه آمده : « اگر تيره شد روز گردد سپيد » ^ CENTER كه صحيح‌تر مىباشد .