چون خسرو بگذشت ، گستهم و بندوى بيدادگر با سرهايى پر از كينه از او بازگشتند و از آن راه ، پر از رنج و با دلى پر گناه به ايوان شاه آمدند . چون از درگاه به نزديك تخت رسيدند ، زه كمان خود را باز كردند « 1 » و ناگاه بر گردن هرمزد افكندند و تن گراميش را بيآويختند . اين گونه آن تاج و تخت شاهنشاهان برفت . گويى هرمزد هرگز در گيتى نبود « 2 » . چنين است آيين گردنده دهر * گهى نوش بار آورد گاه زهر اگر مايه اين است ، سودش مجوى * كه در جستنش رنجت آيد به روى چون بدين سان روزگار هرمزد بپايان رسيد و ديگر آن تخت و جايگاه فرخنده تهى ماند ، در همان هنگام آواى كوس برخاست . رخسار آن دو خونى از شنيدن آن
هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 2089 ، بيت 688 بجاى « زه » ، « ره » آمده كه صحيح نمىباشد . ليك در نسخ بروخيم ، ج 9 ، ص 2715 و مسكو ، ج 9 ، ص 49 « زه » آمده است .
( 2 ) - دينورى مىنويسد كه گستهم و بندوى ، دستارى بر گردن هرمزد بستند و او را خفه كردند . الأخبار الطوال ، ص 117 . نيز ر . ك . تجارب الامم في أخبار ملوك العرب و العجم ، ص 333 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 376 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 268 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1082 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 191 .
در بارهء هرمزد چهارم ذكر چند نكته خالى از اهميت نيست : الف - سياست هرمزد چهارم نسبت به عيسويان و يهوديان ، مسامحهآميز بود . گويند موبدان به هرمزد چهارم از افزونى شمار پيروان دو دين مزبور در ميان مردم شكايت كردند . هرمزد در جواب ايشان گفت : پادشاهى بزرگ را از مخالف ، چاره نيست . و به پادشاهى بزرگ اندر ، از هر لونى مردم باشد . چنان كه تخت ما به دو پايهء پيشين قوام نگيرد و دو پايهء پسين نيز بايد پادشاهى ما نيز با تباه كردن نصارى و پيروان دينهاى ديگر كه به ديار ما جاى دارند ، استوار نشود . از ستم با نصارى دست بداريد و به كارهاى نيك پردازيد تا نصارى و اهل دينهاى ديگر ببينند و شما را سپاس كنند و به دينتان راغب شوند . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 725 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1072 تجارب الامم في أخبار ملوك العرب و العجم ، ص 319 . عيسويان ايران نيز طرفدار او بودند ، چنان كه يشوعيَبه كه به فرمان پادشاه به مقام جاثليقى رسيده بود ، از شاهنشاه اظهار حقشناسى مىكرد و بوسيلهء دادن اخبار در بارهء حركات لشگر روم ، خدمات شايستهاى به دولت ايران نمود . مشكور ، ايران در عهد باستان ، ص 452 . ب - در كتب صور ملوك بنى ساسان ، تصوير هرمزد چهارم بدين گونه بوده : پيراهن سرخ منقش به نقوش ، شلوار آسمانى رنگ منقش ، تاج سبز ، نشسته بر تخت با گرزى در دست راست و تكيه كرده به شمشيرى در دست چپ . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 57 . ج - در باب خصوصيات هرمزد چهارم ، غالباً همچنان كه پيشتر گذشت ، به دادگرى ، مخالفت با بزرگان و زورمداران و طرفدارى از زيردستان توسط وى اشاره كردهاند . نيز ر . ك . مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 187 - 186 .