يزدان خميده ساخت و گفت : اى داور رهنماى ، همانا كه اين تو بودى كه دشمن بدانديش ما را تباه ساختى . تو آفرينندهء خورشيد و ماه هستى . من چنان از بخت ، زار و نااميد گشته بودم كه با خود گفتم به زودى از تخت به زير خواهم آمد . اينك نيز آن بهرام سپهبد و يا سپاهيان جنگاورش نبودند كه اين كار را بكردند . تنها يزدان بود كه نيكخواه اين بندهاش بود . آنگاه هرمزدشاه سد هزار درم از گنجى كه يادگار پدرش بود ، برآورد و سه يك آن را به تهيدستان داد و به پرستندگان بيشتر بداد . يك بخش ديگر از آن سه بخش را هم به آتشكده و براى جشن نوروز و سده « 1 » بفرستاد تا به هيربدان بدهند و ايشان در پيش آتشكده بگذارند . بخش سوم آن درمها را هم بداد تا هر جايى كه ويران بود و يا كاروانسرايى در بيابان بود ، يك سره آنها را آباد كنند و ديگر مردمان را هيچ بيم و دردى نرسد . سپس خراج چهار ساله را چه بر تهيدستان و چه بر توانگران ببخشيد . از سوى شهريار به نزد هر نامدارى در هر كشور نامهاى نوشتند كه : بهرام بر سپاه تركان پيروز گشت و سر ساوه شاه را از تن جدا ساختند . خود شاه نيز از آن پس تا دو هفته به پرستش يزدان سرگرم شد . پس از دو هفته ، چون خورشيد گيتىفروز از آسمان سر برآورد ، فرستادهء بهرام پهلوان را به پيش خود بخواند و او را در كنار نامداران بنشاند . سپس زود پاسخ آن نامه را بنوشت و در باغ بزرگى درختى بكاشت . به همراه آن نامه ، يك تخت سيمين و موزهء زرّين و همه گونه چيزى براى بهرام بفرستاد « 2 » و از هيتال تا پيش رود بزرگ « 3 » را به آن پهلوان سترگ بداد . در نامه به بهرام بفرمود كه : همهء آن خواستههايى را كه از آنجا بگرفتهاى ، به سپاهيانت ببخش . تنها بايد گنج ويژهء خود ساوه شاه را به اين بارگاه ما بيآورى . پس از آن خودت به پيكار با پرموده بپرداز تا شاه خود را گردنفراز
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 495
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٤٩٥
هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 2019 ، بيت 1021 آمده :
و ديگر سه يك پيش آتشكده * همان مهر نوروز و جشن سده
ليك در نسخهء مسكو ، ج 8 ، ص 375 در مصراع دوم بجاى « مهر » ، « بهر » آمده كه صحيح مىباشد .
( 2 ) - ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 368 .
( 3 ) مراد از رود بزرگ ، جيحون است .