تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤

چون فرستادهء هرمزد به پيش قيصر رسيد ، آنچه را كه از شاه ايران شنيده بود ، براى او بگفت . شاه روم نيز با شنيدن اين سخن از آن راه بازگشت و ديگر خاك آن مرز و بوم را نيآزرد « 1 » . پس شاهنشاه هرمزد چنان سپاهى برگزيد كه از گَرد آنها رود ناپديد گشت . آنگاه آنها را به آن سرزمين بفرستاد تا كوه خزر « 2 » را به زير پاى آورند . خرّاد با فرّ و اورنگ و داد ، سپهدار ايشان بود . چون سپاه خرّاد به ارمينيه آمد ، سپاهيان خزر از آنجا برفتند . بسيارى نيز كشته شدند « 3 » و سپاهيان خرّاد چيزهاى بسيارى از آن سرزمين بگرفتند . چون از پيروزى خرّاد و سپاهيانش به نزد هرمزدشاه آگهى رسيد ، ديگر برايش هيچ كينه‌اى بجز كينهء ساوه شاه نماند . پس خِرد را به انديشهء آن كار واداشت . نشان دادن مهران ستاد از بهرام چوبينه به هرمزد شاه و خواستنش هرمزد در همان هنگام بنده‌اى شادكام و خردمند و بيدار به نام نستوه « 4 » به آن شاه گيتى گفت : جاويد باشى و هميشه چشم بدى از تو دور بادا . بدان كه پدرم - مهران ستاد - كه روزگار كسى را به مانند او به ياد ندارد ، ديگر از اميد گيتى پير و سست گشته و در

هامش
( 1 ) - براى مناسبات ايران و روم در اين برهه ن . ك . مشكور ، ايران در عهد باستان ، ص 453 - 452 .
( 2 ) - در نسخهء مسكو ، ج 8 ، ص 334 بجاى « كوه خزر » ، « مرز خزر » آمده است .
( 3 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1991 ، بيت 347 آمده : و ز ايشان فراوان بگشتند نيز * گرفتند از آن مرز بسيار چيز ليك در نسخ مسكو ، ج 8 ، ص 334 و بروخيم ، ج 8 ، ص 2585 در مصراع اول بجاى « بگشتند » ، « بكشتند » آمده كه صحيح‌تر مىنمايد .
( 4 ) - در تجارب الامم في أخبار ملوك العرب و العجم اين نام به صورت « انوشجان » ذكر شده است . ص 320 .