تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥

بزرگان ايران بر آن بارگاه انجمن گشتند تا سپاهيان بيآيند . آنگاه سالار بار پرده را از در برداشت و همهء آن بزرگان و پهلوانان به همراه بهرام آذرمهان و سيماه برزين به پيش شهريار برفتند و هر يك برجاى خويش بنشستند و گروهى نيز برپاى ايستادند . پس شاه به بهرام آذرمهان روى كرد و گفت : آيا اين سيماه برزين كه در اين بارگاه است ، سزاوار گنج است يا رنج ؟ همانا كه بدخواه ، زيبندهء گنج نمىباشد . بهرام آذرمهان كه چنين شنيد ، بدانست كه اين پرسش شهريار گيتى چگونه است و پِى و بيخ آن چه مىباشد ؟ بيخى كه بايد بر آن گريست . با خود انديشيد كه ما سرانجام در ميان اين انجمن مهتران هيچ بجز دخمه‌اى بىنساجامه نخواهيم يافت . پس گفت : اى شاه راد ، از سيماه برزين هرگز ياد مكن . زيرا كه ويرانى ايران زمين از اوست و در تن او نه مغز است و نه پوست . هر سخنى كه مىگويد ، بد است و از براى آن ستيزه نيز مىكند . چون سيماه برزين اين سخن را بشنيد ، به دو گفت : اى يار نيك و كهن ، اين چنين بر تن من گواهى بد مده و ديو را با خودت آشنا مساز . آيا تو از آن هنگام كه يار من هستى ، چه كردار و گفتار اهريمنىاى از من ديده‌اى ؟ بهرام آذرمهان به سيماه برزين گفت : بدان كه تو تخمى را در گيتى پراكنده‌اى كه نخستين بارِ آن را خودت درو خواهى كرد و از اين آتش هيچ بجز دود تيره نخواهى يافت . زيرا خسرو من و تو را به پيش خود خواند و در كنار تخت شاهى خود بر روى زانو بنشاند و موبدان و بزرگمهر و ايزدگشسپ - آن ماه خوبچهر - نيز بيآمدند . آنگاه انوشيروان از ما بپرسيد كه : آيا اين تخت شاهنشاهى زيبندهء كيست و چه كسى است كه فرهمند مىباشد ؟ آيا اين شاهى را به پسر كهتر بدهم يا مهتر ؟ كداميك از آنها براى شاهى ، سزاوارتر مىباشند ؟ پس ما همگى از جاى برخاستيم و در پاسخش گفتيم . بدان كه اين ترك زاده « 1 » سزاوار نيست و هيچكس خواهان شاهى او نمىباشد . زيرا بدنژاد است و

هامش
( 1 ) - پيشتر ديده شد كه انوشيروان با دختر خاقان ترك ازدواج كرد و هرمزد از آن ازدواج بوجود آمد . از آن رو او را تُرك زاد مىخواندند . از جمله ن . ك . خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 102 .