تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠

مىگردد و هم خودش شاد مىماند . در گنج خود را به روى تهيدستان مبند و بر مردم پرهيزگار بخشايش آور . هر گاه كه دشمنت دوستدار تو گردد ، تو چنين مكن و در شوره‌زار تخم نيكى را مكار . آگاه باش كه اگر پند ما را به كار ببرى ، همواره سرافراز خواهى ماند . يزدان نيكىدهش ، نيكخواه تو و خِرد براى تو همچون تخت شاهى و بخت ، همچون تاج تو بادا . اگر ديگر مرا نبينى ، مبادا كه اين گفتار مرا فراموش سازى . سرت سبز و دلت شادمان و تنت پاك و بدور از بد بدگمان باد . هميشه خِرد ، پاسبان تو و گمانهايت نيك بادا . چون من از اين گيتى فراخ درگذرم ، بايد در جاى دورى كه گذرگاه مردمان نباشد و كركس تيز پر نيز از فراز آن نپرد ، كاخ خوبى بسازيد و ايوان بلندى به درازاى دَه كمند برآوريد و بر آن در بارهء بارگاه و بزرگان و سپاهيان جنگاور من بنويسيد . همه گونه افكندنى و رنگ و بوى و پراكندنى نيز در آن بگذاريد . تنم را به كافور ، توانگر سازيد و افسرى از مشك بر سرم بگذاريد . پنج دست جامهء زربفت نو هم از گنج ما بيآوريد و به آيين كيان و شاهان ساسانى بر ما بپوشانيد . تخت پيلسته‌اى نيز بسازيد و تاجى از فراز آن بيآويزيد . تاس و جام و بوىسوزهاى زرّين نيز در آنجا بگذاريد . بيست جام پر از گلاب و مِى و لركيماس و دويست جام پر از مشك و كافور و شاهبوى در سوى چپ و راست من بگذاريد و بدانيد كه از اين فرمان من نبايد كه بيشتر يا كمتر شود . بايد تهيگاه مرا از خون خشك سازيد و آن را با كافور و مشك بيآكنيد . سپس در آنجا را ببنديد و ديگر نبايد هيچكس شاه را ببيند ، چرا كه كار آن بارگاه ديگرگونه خواهد بود و هيچكس به نزد ما راه نخواهد يافت . هر كسى كه در ميان فرزندان و دودمان ارجمند من از مرگ من گزند خواهد ديد ، بايد دو ماه از هر بزم و شادىاى بيآسايد چرا كه پس از مرگ شاهان ، آيين چنين است . براستى سزاوار باشد كه همهء پارسايان بر اين نامهء پادشاه بگريند . هرگز از فرمان هرمزد سر مپيچيد و بىخواست او هيچ كارى مكنيد « 1 » .

هامش
( 1 ) - يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 204 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 362 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 706 .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 440 | حكيم أبو القاسم الفردوسي