را فرا بخوان تا دانش او را بيآزماييد و هنر بر هنرهايش بيافزاييد .
پرسش موبدان از هرمزد و پاسخ دادن او
پس موبدان از براى آن كار انجمن گشتند و هرمزد را به پيش خود بخواندند و او را در كنار نامداران بنشاندند . نخست بزرگمهر گفت : اى شاه نيك اختر و خوبچهر ، آيا چه چيزى را مىشناسى كه از آن جان پاك و خِرد آدمى روشن مىشود و كالبد از آن برخوردار مىگردد ؟ هرمزد گفت : دانش از همه چيز بهتر است . چرا كه دانا بر همهء مهتران ، مهتر است . مرد ، با دانش است كه بىترس مىشود و دست اهريمن را مىبندد . ديگر بردبارى و بخشايش است كه آرايش و نام آورى تن از براى آن مىباشد . سديگر مرد فروتن و دادگر و شكيبا و جوياى كيش و هنر است .
از او پرسيد : آن چيست كه سودمند مىباشد و مرد از چه چيزى بلند مىگردد ؟ هرمزد گفت : آن كسى كه از نخست در هر كار نيك و بدى آزرم همگان را بجست و بكوشيد تا دل كسى از او چندان در رنج نباشد .
بزرگمهر به آن مهتر پاك دل خوبچهر نگاه كرد و به دو گفت : اينك هر آنچه گفتنى است ، با تو مىگويم و تو همهء پرسشهايم را به خوبى بشنو و به درستى پاسخ بگوى .
سخن را هرگز پس و پيش مگردان و آهنگ جوانمردى و دادگرى كن . اگر اينها را به ياد گيرى ، بىگمان در آسمان بر تو گشوده خواهد بود . پروردگار گيهاندار ، يار تو و خِردت روشن و بخت ، يارت باد . اكنون هر آنچه كه از داد مىدانم ، مىپرسم و تو نيز از آنچه در ياد دارى ، پاسخ بگوى . با پاسخ است كه خردمند پيدا مىشود و بر هر آرزويى توانا مىگردد . چرا كه سخن همچون بند و پاسخ به مانند كليد آن است و با پاسخ است كه بد از نيك آشكار مىگردد . [ اينك پرسشها را بشنو : ] كدام فرزند
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 434
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٤٣٤