تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩

كه چون بچّهء بازرگان ، دبير و هنرمند و با دانش و يادگير گردد ، آنگاه كه فرزند ما بر تخت بنشيند ، او را به دبيرى پيروز بخت نياز مىآيد . پس چون [ پسر ] مرد موزه فروش ، هنر بيابد ، [ فرزند ما ] چشم بينا و گوش خود را به دو خواهد سپرد و با اين كار در دست مرد خردمند و نژاده هيچ بجز دريغ و آه سرد نخواهد ماند . مردم شناس در پيش او خوار خواهد گشت و چون پاسخى دهد ، زود سپاس بيابد . بدين گونه چون آيين اين روزگار چنين شود . پس از مرگ بر ما نفرين خواهند كرد . نمىخواهيم روزىِ سپاهيان را با آن گنج بدهيم . پس ، از او درمى مخواه و از اين رنج ياد مكن . هم اكنون اين شتران را بازگردان و درم بخواه ليك از موزه‌دوزان مخواه . فرستاده كه چنين شنيد ، به همراه آن درمها بازگشت و دل موزه‌گر با ديدن آن درمها پر از اندوه گشت « 1 » . آمدن فرستادگان قيصر نزد انوشيروان با پوزش و بشار شب فرا رسيد و شاه از براى آن گفتار اندوهگين گشته بود . خروش زنگ از بارگاه برخاست و شاه ، نگاهبانانى را به گِرد آن دشت بپراكند . چون روز فرا رسيد و خورشيد از بخش ماهى تاج خود را بنمود و جامهء شاهوارى از پيلسته بر روى زمين بيافكند ، نگاهبان از لب كَنده بازگشت و به پيش آن شاه گردنفراز آمد و گفت : از سوى قيصر پيامى پر از درد و پوزش از براى آن گناه به نزد شاه ايران بيآمده است . در

هامش
( 1 ) - بايد توجه داشت كه بر جامعهء عصر انوشيروان ، نظام طبقاتى بسته ( كاست ) حكمفرما نبوده است و اگر چه نظام حاكم ، كوشش بسيارى در جهت حفظ نظام طبقاتى موجود داشت ليك اگر مورد خاصى از استعداد بسيار شخصى براى رفتن از طبقه‌اى به طبقهء ديگر ديده مىشد ، با گرفتن امتحاناتى از شخص مزبور ، اين امر بوقوع مىپيوست . براى نمونه مىتوان به مورد بزرگمهر اشاره كرد كه به مقامات عالى دربارى رسيد .