موبد پرسيد : بنياد خِرد چيست و چه كسى از برگ و بار خِرد ، شاد مىباشد ؟ انوشيروان گفت : دانا و كسى كه شرم و نژاد داشته باشد ، از برگ و بار خِرد شاد است . موبد پرسيد : دانش براى چه كسى سودمند است و كدام كس بىدانش و پر گزند « 1 » است ؟ انوشيروان گفت : هر كسى كه خِرد را بپروراند ، همانا كه جان خود را بپرورده است . هرچه خِرد بيشتر باشد ، براى جان آدمى سودمند است . ليك از كمى آن اندوه و درد و گزند خواهد رسيد . موبد پرسيد : همانا كه فرّ و بزرگى زيبندهء تخت است . پس آيا دانش بهتر است يا فرّ شاه ؟ انوشيروان گفت : دانش با فرّ شاهى سراسر گيتى را در زير پَر خود خواهد گرفت . پس بايد خِرد و نام و فرّ و نژاد باشد تا با اين چهار چيز آسمان نيز از تو ياد كند . موبد پرسيد : كداميك از شاهان زيبندهء تخت مىباشند و بخت از چه كسى ناشاد است ؟ انوشيروان گفت : نخست بايد از پروردگار گيهاندار يارى جست . ديگر بايد بخشش و دانش و آيين و راه و دلى پر از بخشايش دادخواهان داشت . ششم اين كه بخت به كسى بزرگى مىبخشد كه در نيكويى و بهترى سزاوار باشد . هفتم كسى كه هيچ سخنى از نيك و بد گيتى براى او نهان نماند . هشتم شهريارى كه با همگان بىآزار باشد . پس چون كسى فرّ و خِرد و كيش و بخت داشته باشد ، سزاوار و زيبندهء تاج و تخت خواهد بود . ليك اگر اين هنرها را در او نيابى ، همانا كه او را بىآبروى خواهى يافت . پس از مرگ چنين كسى از او نام زشت بر جاى خواهد ماند و سرانجام بهشت خرّم را نخواهد يافت .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 415
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٤١٥
هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1951 ، بيت 4014 آمده :
بپرسيد دانش كرا سودمند * كدامست بىدانش و بىگزند
ليك در نسخه مسكو ، ج 8 ، ص 281 در نسخه بدل ، در مصراع دوم بجاى « بىگزند » ، « پر گزند » آمده كه صحيح مىباشد .