ببين كه آيا اين هنرها از براى كيست . آنگاه چون او را يافتى ، سزاوار ستايش است . آن كسى را بجوى كه همچون ستارهء اورمزد ، روشن است و شاهى با تيغ و جوشن مىباشد . كسى كه گيتى را از مردمان بتپرست بگرفت و دل خود را با ديباى كيش آذين ببست . اكنون كه محمود به شاهى رسيد ، ديگر به ناگزير بخشش پديدار گشت . چه در بزم و چه در رزم ، همواره كار او بخشش است . روزگار به ديدار ابو القاسم - آن شاه پيروز و راد - شاد بادا . پرسش موبد از انوشيروان و پاسخ او پيرى پهلوى زبان بود كه به گفتار و كردار كهن گشته بود . از آن نامهء پهلوى چنين مىگويد كه : موبد از انوشيروان پرسيد كه : آن چيست كه پرستندهء كردگار گيهان از او در نهان چيزى مىخواهد و پروردگار نيز آرزويش را پاسخ مىدهد و او را بختى فرّخ مىبخشد . ليك كسى همواره دست به سوى آسمان بلند كرده و از كردگار گيهان چيزهايى مىخواهد . ولى هميشه چشمانش پر از اشك و ابروانش پر از اخم مىباشد و چيزى نمىيابد ؟ « 1 » انوشيروان شاه پيروز به موبد گفت : خواهش از يزدان بايد به اندازه باشد . ليك چون از اندازه بيرون شود ، ديگر از آن آرزوها دل آدمى پر از خون مىگردد . موبد پرسيد : چه كسى سزاوار نيكى و زيبندهء نام بزرگى است ؟ انوشيروان گفت : هر كسى كه بىاين كه رنجى ببرد ، گنجى بيابد ، ليك آن را نبخشد ، سزاوار تخت شاهى نيست و هر دَم بخت او تيره مىگردد . در گيتى ، مرد ، با بخشش است كه بزرگ مىشود « 2 » . پس تو اگر گنجى دارى ، آن را بر جاى مگذار و ببخش .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 414
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٤١٤
هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1951 ، بيت 4005 مصراع اول بدين گونه آمده :
« بيايد به خواهش همى آرزو » . ^ CENTER ليك در نسخهء مسكو ، ج 8 ، ص 280 بجاى « بيابد » ، « نيابد » آمده كه صحيح مىباشد .
( 2 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1951 ، بيت 4011 مصراع اول بدين گونه آمده :
« بهستى و بخشش بود مرد مه » ^ CENTER . ليك در نسخهء بروخيم ، ج 8 ، ص 2531 در نسخه بدل آمده :
« به گيتى ز بخشش بود مرد مه » ^ CENTER كه البته صحيح مىباشد .