گيتى ستايش او پديدار شد . روزگار به نام او آباد و آسمان از تاج او شاد بادا . چون سخنران از افراز « 1 » ، نام محمود را بر زبان مىرانَد ، ترسا به كيش محمّد [ ص مىگرايد . گيتى را با تيغى كه بسان پرند سرخ است ، از بتپرستان هند بگرفت . اينك نامهء انوشيروان شاه را بخوان و با روانى روشن در آن نگاه كن . پند دادن انوشيروان پسر خود - هرمزد - را خسرو بفرمود تا دبير به پيش او آيد و نامهاى دلپذير بدين گونه بنويسد : از سوى آن شاه سرافراز خورشيدچهر و بزرگ كه آسمان به كام او مىگرايد ، شاه دادگر نيكوكنش و پراكنندهء گنج بىسرزنش ، آن فزايندهء نام و تخت كواذ و گرايندهء تاج و شمشير داد كه با فرّ و برز و فرهنگ و نام است و از تاج بزرگى به كام رسيده به سوى هرمزد پاك - فرزند ما - كه همهء پندهاى مرا از دل بپذيرفته است . اين نامهء باآفرين را سزاوار آن فرزند پر دانش پاك كيش ديدم . همواره از يزدان ، شاد و پيروز بخت و شاه با تاج و تخت باشى . در روز ششم اين ماه خجسته با نيك اخترى و مُروا تاج زر را همچنان كه ما از پدرمان يافتيم ، بر سر تو گذاشتيم و همان آفرينى را كه كواذ فرّخ بر تاج ما بكرد ، ما بر تو ياد كرديم . پس تو شاهى بيدار و خردمند و راد و بىآزار باش . دانش خود را فزون ساز و به يزدان بگراى كه او جانت را راهنماى بادا . من از مرد نيكو سخنى كه هم به سال و هم به خِرد ، كهن بود ، پرسيدم كه آيا چه كسى از ما به يزدان نزديكتر است و راه چه كسى به نزد او باريكتر مىباشد ؟ او چنين پاسخ داد كه : چون بخواهى كه از پروردگار آفرين بيابى ، دانش را برگزين زيرا كه
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 411
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٤١١
هامش
( 1 ) ] - افراز به پارسى به معناى منبر است .