تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨

ديگرى گفت : اى شاه با فرّ و هوش ، همانا كه گيتى از شادى پر از ناى و نوش گشت . چه توانگران و چه زيردستان چون شب فرا مىرسد ، به ميگسارى مىپردازند . انوشيروان در پاسخ گفت : همهء كهتران و مهتران گيتى به ما شاد بادا . ديگرى گفت : اى شاه برترمنش ، بدان كه آهوجويان تو را سرزنش مىكنند و مىگويند اين شاه از آن رو اين همه دست به بخشش گشوده كه براى گرد آوردن گنج ، رنجى نديده است . انوشيروان در پاسخ گفت : بدان كه اگر آن خواسته‌اى را كه گنج ما بدان آراسته است از تهيدستان باز بگيرم ، همهء آن سود به فرجام كار ، زيان خواهد شد . ديگرى گفت : اى شهريار بلند كه هرگز گزند به جانت مباد ، بدان كه جهودان و ترسايان با تو دشمن هستند و دورو و بر كيش اهريمن مىباشند . انوشيروان پاسخ داد كه : شاه سترگ بىاين كه زينهار دهد ، بزرگ نخواهد بود . ديگرى گفت : اى شهريار نامور ، بدان كه مردوى بيش از سيسد هزار درم از گنج تو به تهيدستان داد . انوشيروان در پاسخ گفت : آن به فرمان ما بوده است . همانا كه بخشيدن چيز به تهيدستان سزاوار است . ديگرى گفت : اى شاه رنج ناديده ، بدان كه از اين همه بخشش ، گنج تهى مانده است . انوشيروان پاسخ داد كه : گشاده‌دستى ، شاخ و برگ مرد را نو مىكند « 1 » . چون شاهى يزدان پرست گردد ، هرچه در گيتى هست ، برايش گشوده مىشود . من گيتى را بر تنگ خوى ، تنگ ديدم و هرگز آرزوى آز و زفتى نكردم . موبدى گفت : اى شهريار ، بدان كه قراخان سالار با رنج بسيار سيسد هزار درم از بلخ بامى بگرفت و اينك همهء آن را در گنج نهاديم . انوشيروان پاسخ داد كه : ما به آن

هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1945 ، بيت 3877 آمده : چنين داد پاسخ كه دست فراخ * همى برد ورا نو كند برگ و شاخ ليك در نسخهء بروخيم ، ج 8 ، ص 2523 مصراع دوم بدين گونه آمده : « همى مرد را نو كند برگ و شاخ » ^ CENTER . كه صحيح مىباشد .