درگاه ، مردى از نسا بود كه كاردار پسا « 1 » بود . چون درمهاى او را در ديوان شمردند ، سيسد هزار درم بود كه بايد مىداد . ليك اكنون ديگر به درگاه نمىآيد ، چرا كه آن درمها را بخورده و رد و موبد و كهبد « 2 » از براى آن آزرده گشتهاند . چون شهريار از آن سخن آگاه شد كه موبد از كاردار درم بخواست ، بفرمود تا آن درمها را از گنج ببخشند . ديگرى گفت : سوار جنگىاى زخمى گشت و چندى زخمى بماند و تندرستى بيافت . ليك به هنگام جنگ با روميان ، به پيش ردهء سپاه بتاخت و كشته شد . اكنون ازو كودكان خردسالى بماندهاند . انوشيروان بفرمود كه : آن كودكان را بايد چهار هزار درم از گنج ما بدهيد . هر كسى كه در كارزار كشته شد و ازو كودك خردسالى به يادگار ماند ، چون دبير نام او را در ديوان بخواند ، بايد چهار بار در سال هزار درم به آن كودك بدهند . ديگرى گفت : جاويد باشى . بدان كه در مرو پهلوان سپاه درم فراوانى گرد آورد و هيچ از آن نخورد تا اين كه مردان آن سرزمين پراكنده گشتند . انوشيروان پاسخ داد كه : آن خواستهاى كه از براى آن مردم شهر را بكاهد ، از آن كسى كه گرفته به دو باز بده و سپس بفرماى تا بر درگاه خانهاش و در پيش چشمان سپاه و كشورش دارى بزنند . آنگاه آن ستمكاره را نگونسار و از دو پا ، زنده بر دار كن تا ديگر دل و جان هيچيك از پهلوانان ما از پيمان ما نپيچد . چرا بايد گنجى از خون تهيدست فراهم آورَد تا شاد باشد ، ليك تن و جان آن تهيدست در رنج باشد ؟ ديگرى گفت : اى شاه يزدان پرست ، بدان كه بر درگاه تو بسيارى از مردمان زيردست هستند كه همگى دادگر را ستايش مىكنند و از براى آن پروردگار گيهان آفرين را نيايش مىكنند . انوشيروان در پاسخ گفت : يزدان را سپاس كه هيچكس از ما در هراس نيست . پس بايد بيشتر به ايشان نگاه كرد كه آيا بىگناهند يا گناهكار .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 407
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٤٠٧
هامش
( 1 ) - پسا ( بسا ) همان شهر فسا در فارس است .
( 2 ) - كهبد به معناى خزانهدار است . برهان قاطع ، ماده كهبد .