تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤

گفتند : در ميان توانگران شهر دو بازرگان مىباشند كه از بس در سراى ايشان تا دو پاس از شب آواز مستان و چنگ و تنبور به گوش مىرسد ، سر يك تن نيز به خواب نمىآيد . انوشيروان در پاسخ گفت : از اين كار ايشان و ديگر توانگران هيچ رنجى نيست . پس همگى همچنان شاد و خرّم و بىآزار و بىاندوه زندگانى كنيد . روزى به شاه نوشتند : جاويد باشى و هميشه دست بدى از تو دور بادا . بدان كه شاه يمن در ايوان خود چنين گفت كه : هر گاه كه انوشيروان دهان خود به سخن مىگشايد ، همواره از مردگان ياد مىكند و جان شاد زندگان را پر از اندوه مىسازد . انوشيروان كه چنين شنيد ، در پاسخ گفت : همانا كسى كه خِرد و نژاد دارد از مردگان ياد مىكند . ليك دوستى كسى كه دل خود را از مردگان بشسته است ، درست نمىباشد . يكى گفت : اى شاه ، پسر كهترى هست كه به گِرد داد پدر نمىگردد و مىخواهد زمينى را بخرد كه فروشندهء آن از اين كار دژم است . انوشيروان در پاسخ گفت : اين كارى ناروا است و هم بها و هم زمين از آن فروشنده خواهد بود « 1 » . ديگرى گفت : اى شاه برترمنش كه از هر سرزنشى به دور هستى ، تو پيش از اين دلى پر از شرم داشتى . ليك اكنون چرا اين گونه بىآزرم و گرم گشته است ؟ انوشيروان در پاسخ گفت : آن هنگام كه مرا دندان نبود ، تنها درمان من مكيدن شير بود . ليك چون دندان برآوردم و بباليدم و درشت گشتم ، ديگر گوشت مىجويم . يكى گفت : گيرم كه تو مهتر هستى و در انديشه و دانش از ما بهتر مىباشى ليك چرا از همهء شاهنشاهان ديگر هم برگذشتى و اكنون گيتى ديدگان خود را به انديشهء تو دوخته است ؟ انوشيروان پاسخ داد كه : زيرا انديشهء ما از ايشان نيز برتر است .

هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1942 ، بيت 3787 آمده : چنين داد پاسخ كه اين نارواست * بها در زمين هم فروشنده راست ليك در نسخهء بروخيم ، ج 8 ، ص 2519 در نسخه بدل ، مصراع دوم بدين گونه آمده : « بها و زمين هم فروشنده راست » ^ CENTER .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 404 | حكيم أبو القاسم الفردوسي