تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
نيك انديش و سگالشگر ما بسيار اين را پژوهيد و سرانجام آن بازى را بجاى آورد . اكنون اين موبد هوشمند ، دو هزار بار شتر از چيزهاى پسنديده‌اى را كه سزاوار يادگارى بديديم ، به نزد آن راى بلند در قنّوج مىآورد . بدان كه نرد را نيز بجاى شطرنج بنهاديم تا ببينيم كه چه كسى اين بازى را بجاى مىآورد . همانا كه برهمنان پاك انديش فراوانى هستند كه اين بازى را با دانش خود بجاى خواهند آورد و راى هند نيز در آن هنگام همهء آنچه را كه اين فرستاده با رنج براى او بيآورده ، به گنج خود خواهد فرستاد . ليك اگر راى به همراه راهنمايانش بكوشند و نتوانند اين بازى را بجاى آورند ، بايد راى قنوج پيمان ببندد كه به همين اندازه بار شتر به همراه اين بارهاى ما به سوى ما باز فرستد . پس پيمان ما بر اين است . چون روز فرا رسيد و خورشيد بر آسمان درخشيدن گرفت ، بزرگمهر با دلى پر از انديشه و به همراه آن تخته نرد و نامه و بارها از پيش شاه ايران برفت . چون به نزديك راى رسيد ، به پيش تخت او آمد و آن سر و افسر و بخت او را بديد . پس به زبان پهلوى او را فراوان بستود و آن نامهء خسروانى را به دو بداد و پيام شاهنشاه را با او بگفت . رخسار راى هندى از شنيدن آن همچون گل بشكفت . ليك چون آن راهنماى در بارهء بازى شطرنج و آن موبدان راهنماى شاه ايران سخن راند ، گفت : بدان كه چون بزرگمهر دانا شطرنج را بديد ، نرد را بجاى آن بساخت و اكنون نيز در آن نامه همه چيز را ياد كرده و چون راى آن را بخواند ، نبايد سر از داد بپيچد . رخسار راى با شنيدن گفتار او در بارهء شطرنج و نرد ، زرد گشت . ناشناختن دانندگان هند ، چارهء نرد بازى آنگاه يكى از بزرگان نامور بيآمد و جاى شايسته‌اى به آن فرستاده بداد . ايوان خرّمى بيآراستند و مِى و ساز و رامشگران را بيآوردند . راى هند هفت روز زمان
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 362 | حكيم أبو القاسم الفردوسي