پرخاش مىجويند « 1 » . چون بزرگمهر آن سپاه را بدين گونه براند ، همهء انجمن در شگفتى بماندند . فرستادهء هند سخت اندوهگين گشت و در كار آن مرد بيدار بخت فرو ماند « 2 » . مرد جادوگر از آن كار شگفت زده شد و در دل انديشيد كه : بزرگمهر هرگز اين تختهء شطرنج را نديده بود و از كاردانان هندى نيز نشنيده بود . من نيز با او هيچ سخنى در بارهء اين مهرهها نگفتم . پس چگونه اين انديشه براى او فراز آمد ؟ همانا كه هيچكس در گيتى جاى او را نخواهد گرفت . خسرو نيز از كار بزرگمهر چنان شد كه گويى بخت به دو روى كرده باشد . ازو دلشاد گشت و او را بنواخت و برايش جامهء شاهوار سزاوارترى بساخت . سپس بفرمود تا يك جام را پر از گوهرهاى شاهوار بكردند و آن را به همراه يك هميان ديبا و اسپى زين كرده به دو داد و آفرين بسيار بكرد . ساختن بزرگمهر ، نرد را و فرستادن انوشيروان ، او را به هند آنگاه بزرگمهر دانا به آرامشگاه خود برفت و تخته و پرگارى در پيش خود بنهاد . پس در انديشهء بسيارى فرو رفت و دل خود را از آن انديشهها به سياهى بيشه كرد .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 359
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٣٥٩
هامش
( 1 ) - در گزارش شطرنج و نهش نيو اردشير آمده است كه بزرگمهر در تشريح فلسفهء بازى شطرنج گفت : « سچيدرم [ شاه هند ] اين شطرنج را به چَم كارزار همانند كرد . او همانا دو سر خداى ساخت ، شاه به عنوان ( مهره ) اصلى ( ماديان ) ، همانا رخ بر چپ و راست ، فرزين همانند ارتشتاران سالار ، پيل همانند پشتيبان سالار و اسب همانند سواران سالار ، پياده ، آن هم همانند پياده پيش رزم » . بند 10 - 9 در متون پهلوى ، ص 153 .
( 2 ) - در گزارش شطرنج و نهش نيو اردشير آمده كه بزرگمهر پس از تشريح نحوهء بازى شطرنج ، با تترگدوس ( فرستادهء شاه هند ) بازى كرد و 3 دست از او برد . بند 11 در متون پهلوى ، ص 154 .