مىترسند و گوش به فرمان يزدان نهادهاند و هيچيك از ايشان كيش خود را نفروشد .
سپس انوشيروان در بارهء پادشاهان بپرسيد كه فرمانشان بر پارسايان روان است و گفت : آيا كداميك از ايشان پيروز بخت است و در گيتى سزاوار تخت مىباشد ؟ بزرگمهر گفت : آن كسى كه دادگر باشد و خِرد و شرم و انديشه و هنر داشته باشد .
انوشيروان در بارهء دوستان كهنى كه همسايه و هم سخن باشند ، بپرسيد . بزرگمهر گفت : از دوست ، جوانمردى و دادگرى نيكوست . دوستى كه بر تو بد نخواهد و به هنگام سختيها يار و فريادرس باشد .
خسرو پرسيد : دوستان يك رنگ چه كسى بيشتر هستند ؟ بزرگمهر گفت : بدان كه از كسى كه نيكدل باشد ، هيچكس بجز دلگسل جدايى نمىخواهد . ديگر كسى كه نوازندهتر و نيك كردارتر و سازندهتر باشد .
انوشيروان پرسيد : دشمنان و بدانديشان چه كسى بيشتر است ؟ بزرگمهر گفت :
مرد برترمنشى كه او را بسيار سرزنش كنند . و ديگر كسى كه آواى درشت و رخسار پر از اخم و دستى بسته دارد و بخشايشگر نمىباشد .
انوشيروان پرسيد : چه كسى تا جاودان دوست آدمى است و از درد جدايى خواهد گريست ؟ بزرگمهر گفت : مرد يار و انبازى كه در دوستى نمىكاهد و نمىسوزد و از درد هم نمىترسد .
انوشيروان پرسيد : آن چيست كه جاودانه خواهد ماند و كاستى نخواهد يافت ؟ بزرگمهر گفت : آن كردار نيك است كه از يار نيك جدا نخواهد ماند .
انوشيروان پرسيد : چه كسى از همه روشنتر است و بر تارك هر كسى افسر مىباشد ؟ بزرگمهر گفت : آن جان داناست كه بر آرزوهايش توانا مىباشد .
انوشيروان گفت : اى مهربان ، پهناى چه چيزى از آسمان نيز افزونتر است ؟ بزرگمهر گفت : يكى دست شاه بخشنده و ديگرى دل مرد يزدان پرست .
انوشيروان پرسيد : خردمند بايد در چه چيزى هوشيارتر باشد و از براى آن سرافراز گردد ؟ بزرگمهر گفت : اى پادشاه ، هرگز گنج را به ناپارسايان مده . زيرا چون
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 353
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٣٥٣