كالبد او كوشش [ سودمند ] مىكند . ليك بزرگى با كوشش بدست نمىآيد ، مگر اين كه بخت نيك ، راهنماى آن باشد .
و ديگر كه گيتى فسانست و باد * چو خوابى كه بيننده دارد به ياد
چو بيدار گردد نبيند به چشم * اگر نيكويى ديد ، اگر درد و خشم
باز شاه پرسيد : آيا چه كسى ستوده است ؟ بزرگمهر گفت : شاهى كه تخت خود را بيآرايد و از بخت ، زور بيابد ، اگر دادگر و نيكنام هم باشد ، از گفتار و كردار خود كامروا خواهد شد .
انوشيروان پرسيد : در گيتى چه كسى مستمند و بدروزگار و ناسودمند است ؟ بزرگمهر گفت : تهيدست زشت كه نه كام بيابد و نه بهشت خرّم را .
انوشيروان پرسيد : چه كسى بدبخت است و همواره بايد از درد بگريد ؟ بزرگمهر گفت : مرد دانايى كه از براى كردار بد ، روى خود را زرد بدارد .
انوشيروان پرسيد : چه كسى خرسند است و آرزومند بيشى و افزونى نيست ؟ بزرگمهر گفت : آن كسى كه بر اين كار روزگار ، مِهرى ندارد .
انوشيروان پرسيد : چه كسى براى ما شايستهترين است ؟ بزرگمهر گفت : كسى كه آهستهتر باشد .
انوشيروان پرسيد : چه كسى آهسته است ؟ همانا كه بر مردم تيز بايد گريست .
بزرگمهر گفت : بنگر تا چه كسى سر از گفتگوى با آهوجوى مىپيچد ؟ بدان كه در نزد چنين كسى شرم و آهستگى و خردمندى و انديشه و شايستگى است .
شهريار نامور ازو پرسيد : چه كسى در ميان مردمان ، اميدوار است ؟ بزرگمهر گفت : كسى كه كوشاتر باشد و دو گوشش به دانش شنواتر باشد .
شهريار گيتى ازو در بارهء آگاهى نيك و بد در نهان بپرسيد . بزرگمهر گفت : بسيار آگهىها هستند كه كژّ و بىمغز مىباشند . بجز آنچه كه در بارهء سراى ديگر گفتهاند و من نمىدانم كه آنجا چگونه جايى است .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 350
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٣٥٠